فصل « 1 » در معرفت « 2 » جزع [ و معدن و خواصّ او .
معدن جزع بيمن باشد . و چند جاى « 3 » ديگر هست . امّا هيچ نوعى از يمنى صلبتر نباشد . و به وزن عقيق نزديك است .
و آن « 4 » انواع باشد . سفيد و سرخ و سياه ، و آميخته بالوان مختلف « 5 » . و بر بعضى خطها كشيده بود . بعضى تمام ، و بعضى ناتمام .
خاصّيّت جزع ]
حكماء گفتهاند كسى « 6 » كه جزع با خود دارد بسيار اندوهگن « 7 » شود . و خوابهاء شوريده و ترسناك بيند . و ميان او و ديگر مردم خصومت بسيار « 8 » افتد . و اگر بر كودكان بندند آب از دهان ايشان « 9 » بسيار رود .
هامش
( 1 ) - كلمهء ( فصل ) در م : نيست
( 2 ) - ع : در صفت
( 3 ) - ع : در كوههاى يمن است و به چند موضع
( 4 ) - ع : و جزع
( 5 ) - م : مختلفه
( 6 ) - ب : كه كسى
( 7 ) - م ، ب : اندوهگين
( 8 ) - ب : و با مردمانش بسيار خصومت
( 9 ) - ب : دهن آن كودكان - م : از دهن ايشان .