و در تاريخ « 1 » قديم از كشمير سغراقهاء خرد « 2 » مىآوردهاند .
و از بلّور نگينها كنند . و آن را رنگ كنند « سخت خوب باشد ، و از بلّور نگينها سازند » « 3 » كه در علوم تنجيم بدان محتاج باشند .
و از بلّور حرّاقهاء « 4 » كرى كنند ، چنان كه بگيرند پارهء بلّور صافى مقدار « 5 » سيبى ، و آن را مدوّر كنند . و بغايت جلا دهند ، و برّاق كنند . چون در برابر آفتاب بدارند ، چون شعاع آفتاب بر شكل كرى « 6 » افتد . به حكم صقالت و شفّافى ، بر بعدى معيّن ، اشعّهء « 7 » آفتاب مجتمع شود [ بر نقطهاى . هرگاه كه خرقه پارهاى يا پنبهاى « 8 » بدان اشعّه دارند مشتعل شود . ]
و نوعى ديگر از بلّور هست در اضلاع « 9 » مسدّس و مثمّن « و آن نوع » « 10 » از جملهء عجايب عالم « 11 » است . و آن ( در چند موضع باشد ) در كوه طوس « 12 » و كوههاء كاشان .
« و در تواريخ » « 13 » آوردهاند كه بسيارى از اوانى لطيف نفيس « 14 » از بلّور ، پيش اسكندر « 15 » آوردند بهديه . آن جمله قبول كرد ، و بفرمود تا همه بشكستند « 16 » . و گفت براى آن شكستم « 17 » كه عاقبت آن « 18 »
هامش
( 1 ) - ج ، ن : و تاريخ
( 2 ) - ب : سغراها خورد
( 3 ) - فقط در ع : است
( 4 ) - ب : حرافتها ؟
( 5 ) - ع : مانند
( 6 ) - ب : آن گوى - م ، ج ، ن : گوى
( 7 ) - ع : شعشعهء
( 8 ) - ع : بآينه
( 9 ) - ج ، ن ، ب : ذو اضلاع
( 10 ) - در م ، ج ، ن :
نيست
( 11 ) - كلمهء ( عالم ) هم در ج ، ن : نيست
( 12 ) - ع افزوده : ( است )
( 13 ) - تنها در ع : است
( 14 ) - ب : و نفيس
( 15 ) - ب : سكندر
( 16 ) - ب : بشكنند
( 17 ) - ع : بشكستم
( 18 ) - م : آن - ع : وى .