دو مثقال كه آن را بچه گفتندى 15 بر سبيل تشبيه « 1 » به جهت سبزى آن را به دو هزار دينار زر سرخ خريده بودند .
و آوردهاند كه سلطان غياث الدين محمد بن سام در آنوقت كه بفيروزه كوه بود ، ده قصبهء « 2 » زمرّد را نام او بر آن نوشته بودند ، كه هريك از آن كمابيش ده مثقال بود . و جمله را لون و شكل بغايت خوب « 3 » .
و آوردهاند كه در خزانهء سلطان علاء الدين يك پاره زمرّد ريحانى بوده است شكل آن مربع و روى ممسوح « 4 » و بىعيب و در « 5 » مساحت كف دستى ، و گرداگرد آن در زر گرفته ، و مرصّع كرده ، به وزن سى مثقال ، بر روى آن صورت تختى و شاهى « 6 » انگيخته كرده در غايت كمال صورتگرى .
و در زير تخت صورت دو شير كرده ، و بر دو جانب تاج شاه ، صورت دو مرغ ، و آن صورتها را ( جامهگرى كرده و موى ) بغايت خوب كرده ، و گزارده كرده كه مثل او « 7 » از موم نتوان كرد ، و يمكن كه بيست مثقال از آن كم كرده باشند « 8 » ، تا آن صورتها را « 9 » توان انگيخت . و آن پارهء زمرّد به آن شكل مربع ، ممسوح ، بدان راستى ، از آن نتوان كرد ، زيادت از صد مثقال بايد كه بوده [ باشد ] تا صورت آدمى و روى مرغان و شيران « 10 » حكّ كرده باشند « 11 » .
استادى را فرمود كه روى « 12 » آن صورت بار ديگر چنان كه در اول بوده باشد توان كرد ؟ و بعتاب با استاد گفته كه اين صورت لايق شعار اسلام نيست ، و در ملت پيغامبر ما « 13 » صلى اللّه عليه و سلّم « 14 » صورت حرام است ، خاصه با خود داشتن . و اين صورت مثل بت است و به گمان « 15 » آن را در ديار
هامش
( 1 ) - م : تشبه
( 2 ) - ب : و قصبه
( 3 ) - ب : خوب بوده
( 4 ) - ع : آن ممسوح
( 5 ) - ع : در
( 6 ) - ب ، ج ، ن : تخت شاهى - م : تخت پادشاهى
( 7 ) - ب ، ج ، ن :
كه مثلا از
( 8 ) - ب : شده باشد
( 9 ) - ب : صورت را
( 10 ) - ب افزوده : ( بدان صفت )
( 11 ) - ب : نقش كرده باشند - م : حل كرده بوده باشد
( 12 ) - ب :
تا روى
( 13 ) - ب افزوده : ( محمد مصطفى )
( 14 ) - م ، ن ، ج ، ب : عليه الصلاة و السلام
( 15 ) - ع افزود : ( كه ) .