واسطهء قدرت و داعى به امرش ، پس هرگاه يافت شود اين دو امر پس تمام مىشود سبب ايجاد ؛ و در صورت تمام شدن سبب واجب است وجود فعل .
و ايضا اگر جايز باشد از آن ذات فعل قبيح يا اخلال به واجب ، رفع مىشود اعتماد به وعده و وعيد ، از جهت آن كه ممكن است تطرّق كذب بر اين وعده و وعيد ، و جايز خواهد بود كه اظهار معجزه خداى تعالى بر يد كاذبى ، و اين مفضى « 1 » به شكّ در صدق قول انبيا مىشود و ممتنع خواهد بود استدلال به معجزه بر آن .
مسألهء ثالثه در اين است كه خداى تعالى قادر است بر قبيح
قال : : مع قدرته عليه لعموم النّسبة و لا ينافى الامتناع اللّاحق . « 2 » رفتهاند علما كافّة به اين كه خداى تعالى قادر است بر قبيح مگر نظام . و دليل بر آن اين است كه بتحقيق ما بيان كرديم عموم نسبت قدرت را به ممكنات ، و امر قبيح نيز از جمله ممكنات است ، پس در تحت قدرت مندرج خواهد بود .
حجّت گفتهاند از جهت عدم وقوع قبيح از خداى تعالى به اين نحو كه وقوع قبيح از خداى تعالى دلالت بر جهل يا حاجت او مىكند ، و اين هر دو منتفيست از خداى تعالى .
و جواب آن است كه امتناع وقوع قبيح از خداى تعالى نظر به
هامش
( 1 ) . مفضى : منجرّ
( 2 ) . كشف المراد / 306