حالت صفت الهيّه است .
و اين مذهب ابو هاشم را شكّى در بطلانش [ ب - 224 ] نيست از جهت آن كه اشياى متشاركه متساويه شريكند ، بنا بر اين شركت در لوازم ذات مسطوره كه حىّ بودن و ساير اينها است ، پس اگر ذوات متساوى باشند جايز است انقلاب قديم به حادث و بالعكس ، چنانچه در واجب بنا بر اين تساوى توهّم مىتواند شد ، و اين باطل است بالضّروره .
و در مناهج اليقين علّامه - رحمه اللّه - از ابى هاشم نقل نموده كه :
« انّه يقول « 1 » انّه - تعالى - تساوى غيره فى الذّات ، و مخالفه « 2 » بالحالة الخامسة ، و أطبق المحقّقون على بطلان ذلك . و بيانه : أنّه ان تساوى « 3 » غيره فى كمال ذاته كان ممكنا ، لانّ الامكان من اللوازم فيكون مشتركا بين المتساويات » « 4 » .
مسألهء عاشره در اين است كه خداى تعالى غير مركّب است
قال : : و التّركيب بمعانيه . « 5 » اين عطف است بر « زايد » به معنى آن كه وجوب وجود مقتضى نفى تركيب است ايضا . و دليل بر اين است كه هر مركّب محتاج است بر اجزا چون متأخّر و معلّل به آن است ، و هر جزء از مركّب مغاير
هامش
( 1 ) . نسخهها : يقوله
( 2 ) . مصدر : يخالفه
( 3 ) . مصدر : شارك
( 4 ) . مناهج اليقين / 211
( 5 ) . كشف المراد / 292