نيست كه قادر باشد و عالم باشد ، به جهت آن كه ذى حيات چنين مىباشد .
و ديگران گفتهاند كه او كسيست كه حالى دارد كه به جهت آن حال صحيح است كه عالم و قادر باشد .
و تحقيق اين است كه صفات خداى تعالى اگر گفته شود كه زايد بر ذاتش است ، پس حيات صفت ثبوتيّه است كه زايد بر ذات اوست و الّا پس مرجع اين به صفت سلبيّه راجع است كه مذكور شد كه محال نيست كه عالم و قادر باشد . اين است در شرح علّامه و گفته است كه اين حقّ است . و ما بتحقيق بيان كرديم كه خداى - تعالى - عالم و قادر است ، پس بالضّروره حىّ است ، به جهت آن كه ثبوت صفتى فرع عدم استحالهء آن است و حيات در حيوان صفتيست كه مقتضى حسّ و حركت اراديّه است و در مبحث كيفيّات نفسانيّه بيان معنى حىّ گذشت .
مسألهء رابعه در اين است كه خداى تعالى مريد است
قال : : و تخصيص بعض الممكنات بالايجاب فى وقت يدلّ على ارادته تعالى . « 1 » اتفاق نمودهاند مسلمين بر اين كه خداى - تعالى - مريد است ، ليكن اختلاف نمودهاند در معنى آن .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 288