در هر صورت به واسطه و عوامل گوناگونى چون : مسائل سياسى ، نفوذ افكار و اعتقادات اديان ، ستيزهها و چالشهاى مذهبى و غيره ، انديشههاى گوناگونى در جهان اسلام مطرح گرديد كه در وهله اول به عنوان تفكّر معتزلى جلوهگر گشت و بعدها به طور تفكر اشعرى . رفته رفته با گسترش نهضت ترجمه در خلافت عباسيان ، تفكر ارسطويى ، افلاطونى ، نوافلاطونى به جهان اسلام وارد گرديد و بالاخره در مواجههء با انديشه ايران باستان تفكر اشراقى ايجاد گرديد و در اين راستا مشرب عرفانى به گونههاى مختلف ظهور كرد .
به گزارش مير سيّد شريف جرجانى « 1 » - كه بعدها توسّط بسيارى مورد قبول قرار گرفت - مقسم اين چهار تفكّر كشف حقيقت است ، اگر متفكّر در كشف حقيقت ملتزم به دين باشد ، متكلّم يا عارف است و اگر ملتزم به دين نباشد مشّائى يا اشراقى است ؛ حال در خود اين دو گروه اگر كشف حقيقت در گرو شهود باشد ، متفكّر عارف يا اشراقى است .
تقسيم فوق از جهات گوناگونى قابل ترديد است :
1 - بنا به تقسيم فوق حكيم مشّايى و اشراقى در تفكّر ملتزم به شرع نيست ، حال آن كه مصاديق فكرى اين تفكّرها چون ابن سينا و شيخ اشراق بر خلاف آن بودهاند .
2 - بسيارى از فلاسفهء پيشين - همچو كندى - بر اين باورند كه بين فلسفه و وحى تناقض نيست . « 2 »
3 - عرفاى اسلامى خود در تفكّر ، مشربهاى گوناگونى چون اشعريت و نوافلاطونى دارند . و . . .
هامش
( 1 ) . به گزارش زين العابدين شيروانى در كشف المعارف ، اين رأى در حاشيهء شرح مطالع وى ابراز شده است . نيز بنگريد گوهر مراد / 38 - 40 .
( 2 ) . فلسفه و كلام اسلامى / 64