نظر است به جهت آن كه زياده اگر وجود است لازم مىآيد اجتماع مثلين ، و اگر آن وجود زايد غير وجود است لازم مىآيد اجتماع نقيضين ، و همچنين است كلام در نفى اشتداد ، و اين مذهب اكثر [ ب - 9 ] محقّقين است .
و بعضى از ايشان دليل در نفى اين معنى چنين گفتهاند كه وجود اگر قابل اشتداد باشد ، بعد از اشتداد اگر چيز زايدى حادث نشود ، پس اشتداد ، اشتداد « 1 » نخواهد بود ، بلكه باقى خواهد بود كما كان . و اگر امر زايدى حادث شود پس حادث - اگر غير حاصل است - پس اشتداد در امر واحدى يعنى وجود قبل نخواهد بود ، بلكه امر ديگر غير آن وجود زايد شده خواهد بود ، و اگر حادث همان امر حاصل سابق است ، پس اشتداد نيست . اين است آنچه علّامه - رحمه اللّه - در شرح اين متن گفته در دليل دويم « 2 » .
و فرق ميان اين قسم آخر و قسم اوّل شايد اين باشد كه در اوّل قرار داده كه چيزى حادث نشده ، و اين قسم آخر تصوّر آن است كه گفته امرى حادث شده ، ليكن بعينه حاصل سابق باز حادث شده ، در اين تجدّد و تبدّل بدون زياده و نقصان .
و عبارت علّامه - رحمه اللّه - اين است . قال : « بعضهم لأنّه بعد الاشتداد ان لم يحدث شىء آخر لم يكن الاشتداد اشتدادا ، بل هو باق كما كان ؛ و ان حدث فالحادث ان كان غير الحاصل فليس اشتدادا للوجود « 3 » الواحد ، بل يرجع الى انّه حديث شىء آخر معه ، و الّا فلا
هامش
( 1 ) . الف : - اشتداد
( 2 ) . ن : - در دليل دويم
( 3 ) . مصدر : للموجود