مأخوذ است من حيث هو هو بدون اعتبار [ ب - 8 ] وجود خارجى ، مثل قول ما كه : « كلّ مثلث زواياه مساوية » صادق است بر جميع ما صدق عليه مثلّث در نفس الامر ، خواه آن كه بالفعل موجود باشند در خارج ، يا هنوز موجود نشده باشند .
قال : و الموجود فى الذّهن انّما هو الصورة المخالفة فى كثير من اللّوازم . « 1 »
اين جواب از استدلال نفى وجود ذهنى است . و تقرير استدلال آن است كه اگر ماهيّت در ذهن حلول نمايد ، بايد ذهن حارّ و بارد شود ، و اسود و ابيض باشد ، و اجتماع ضدّين متحقّق شود در ذهن .
جواب آن است كه : صور اشياء در ذهن مصوّر مىشود ، و حرارت و برودت و تضادّ و ساير لوازم در ماهيّات اشياء بعينها مىباشد ، نه در صور اشياء .
مسألهء [ خامسه ] در آن كه وجود به غير حصول عينى معنى ديگر ندارد
قال : و ليس الوجود معنى به تحصل الماهيّة فى العين ، بل الحصول . « 2 »
بعضى از غير محقّقين رفتهاند كه وجود امريست در ماهيّت كه به سبب آن حاصل مىشوند اعيان در خارج كه عين به معنى خارج است ، يعنى پيش از وجود ماهيّت بود در خارج ، ليكن بىحصول ؛ و حصول به سبب وجود در آن يافت شد .
هامش
( 1 ) . كشف المراد / 28
( 2 ) . كشف المراد / 29