فصل دويم : در ماهيّت و احوال آن است .
فصل سيم : در مركّب از ماهيّت و وجود و عدم ، و علّت و معلول است . و حصر در اين فصول بنابر حصر استقرائيست كه در امور عامّه يافت شده .
اما بيان فصل اوّل : مصنّف - رحمه اللّه تعالى - فرموده به نحوى كه در متن گذشت .
[ فصل اول در وجود و عدم است ]
الفصل الاوّل : فى الوجود و العدم ، الى آخره
[ مسأله اول در تعريف وجود ]
يعنى تحديد و تعريف وجود به « ثابت العين » ، و عدم به « منفى العين » ، به نحوى كه بعض متكلّمين كردهاند - و مصنّف رحمه اللّه اشاره بر آن نمود به اين نحو : « و تحديدهما بالثابت العين و المنفى العين أو الذي يمكن أن يخبر عنه و نقيضه أو به غير ذلك يشتمل على دور ظاهر » « 1 » - و آنچه حكما نيز بيان / * ب / 2 / نمودهاند - كه موجود چيزيست كه خبر از آن توان داد ، و معدوم [ الف - 3 ] چيزيست كه خبر از آن نتوان داد ، هر چند كه اين خبر از عدم به سبب وجود تصوّرى باشد ، و غير اين ؛ مثل آن كه موجود فاعل است ، و معدوم منفعل - همهء آن مشتمل بر دور ظاهر است . يعنى توقّف شىء بر نفس است به يك مرتبه ، به جهت آن كه ثابت و منفى به معنى موجود و معدوم است .
و « الذي : اشاره به موجود و معدوم است ، و در فاعل وجود ، و در
هامش
( 1 ) . ن ، الف : - و مصنّف رحمه . . . ظاهر