برمىآورد ، زيرا كه خداوند جودش زياده از آن است كه بعضى از سؤال [ خواسته و حاجت ] را قبول كند ، و بعضى ديگر را ردّ كند و قبول نفرمايد . « 1 »
مؤلّف گويد : هرگاه صلوات بر رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيش از دعا باعث رفع [ بالا رفتن ] دعا و سبب اجابت و قبول آن شود ، پس چه قدر شايسته است كه در وقت صلوات دعاكننده حضور قلب داشته باشد ، و صلوات مقصود او بلكه از اهمّ مهمّات او باشد .
روايت سيزدهم : در بيان اسم فرشتهاى كه صلوات را به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىرساند :
از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده است : خداوند فرشتهاى را به قبر پيغمبر موكّل فرموده كه او را « ظهليل » گويند ، هرگاه يكى از شماها بر آن حضرت صلوات بفرستد ، آن فرشته گويد : يا رسول اللّه ! فلان كس صلوات و سلام بر شما فرستاده است . پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جواب گويد او را به سلام .
و نيز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت شده است كه فرمود : حقتعالى يكى از فرشتگان را به نامهاى خلائق و نام پدران ايشان مطلّع گردانيد ، و او بعد از مردن من تا روز قيامت بر سر قبر من ايستاده است ، پس هيچكس صلوات بر من نمىفرستد مگر آنكه آن فرشته مرا گويد : فلان بن فلان بر تو صلوات فرستاد ، و بدرستى كه پروردگار من كفالت كرده از براى من كه عوض هر صلوات آن بنده ده صلوات بر او بفرستد .
مؤلّف گويد : تمام شد آنچه مقصود بود از ذكر روايات در فضل صلوات ، و بعد از اين صلواتى مذكور شود كه بعد از نماز عصر روز جمعه بايد خوانده شود ، مبادا كه خسته و ملول شوى ، چه عمر تو در طريق فنا و زوال است ، پس مغتنم شمار اين اعمال را پيش از آنكه اجل تو را دريابد و هلاك شوى ، ختم اللّه امورنا بالحسنى و السّعادة بمحمّد و آله .
[ خداى المؤمنين به حقّ محمّد و خاندانش - صلوات اللّه عليهم اجمعين - كارهاى ما را به نيكى و رستگارى پايان دهد . ]
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، ص 494 .