از تمدّن يونان مانند مصر و چين نيز داراى تفكر فلسفى بوده است .
چيزى كه هست تفكر فلسفى بهسان ديگر معارف بشرى ، در بستر زمان ، حالت تكامل پيدا كرده ، و روزبهروز گستردهتر گشته است .
از نظر استاد بزرگ ، مرحوم علّامه طباطبايى شمار مسائل فلسفى در تمدن يونانى از 200 مسأله تجاوز نمىكرد ، ولى در فلسفهء اسلامى به مرز 700 رسيده است .
ايشان اين سخن را در مقالهاى كه براى كنگرهء بزرگداشت صدر المتألهين نگاشته بودند ، يادآور شدهاند ، ولى عناوين مسائلى را كه در فلسفه اسلامى پىريزى شدهاند ، مشخص ننمودند ، و اگر مرد برجستهاى ، بهسان ايشان تسلّط كامل بر معارف دو دوره داشته باشد ، به اين امر قيام كند ، در اين صورت عظمت فلسفهء اسلامى و بزرگى رنجهايى كه حكيمان اسلام در پرورش اين نوع تفكر به كار بردهاند ، كاملا روشن مىگردد .
دو گروه مخالف فلسفه
مخالفان تفكر فلسفى را دو گروه تشكيل مىدهند :
1 . گروه حسّگرا كه به مادّه اصالت بخشيده و از ماوراء مادّه و حس ، آگاهى ندارند ، و احيانا به انكار آن برمىخيزند . البته اين گروه