ريشههاى تفكر فلسفى در تاريخ بشر
براى تفكر فلسفى نمىتوان مبدأ و آغاز مشخصى را ، تعيين نمود ، زيرا تفكر و انديشيدن ، خصيصهء انسانى است ، و در پرتو آن از ديگر جانداران تمايز پيدا مىكند ، و اگر اين خصيصه از او گرفته شود و فقط در غرائز درونى خلاصه گردد ، حيوانى بيش نخواهد بود .
روى اين اساس از روزى كه بشر با نيروى تفكر و انديشه مجهّز گرديده كم و بيش در مسائل جهانى و كلّى انديشيده است حتّى از نظر باستانشناسان ، انديشهء دينى به صورت كلّى ( الهيات ) ديرينهترين خصيصهء انسانى است و شاهد آن ، وجود معبدها و پرستشگاهها در دل زمين است كه در سايهء كاوشهاى باستانشناسى به طور مرتب كشف مىشود .
ما نبايد در تاريخ فلسفه ، فلسفهء يونانيان را مبدأ دانسته و بگوييم تفكر فلسفى از آنجا آغاز گشته است ، زيرا تمدّنهاى كهنتر