تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
گرداند ، و گاهى حق را مرآت ملاحظهء اشياء و آئينهء جهان نما سازد ، و اوّل سير من الخلق إلى الحقّ است ، و ثانى سير من الحقّ إلى الخلق است . و اشاره به اوّل است :
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ
، ( فصلت ، 53 ) .
رو ديده به دست آر كه هر ذرّهء خاك * جامى است جهان‌نماى چون درنگرى
و اشاره به ثانى است :
أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
( فصلت ، 53 ) .
كسى كز معرفت نور صفا ديد * ز هر چيزى كه ديد اوّل خدا ديد
« ما رأيت شيئا إلّا و رأيت اللّه قبله » ، هر دو علم از علوم حقيقيّه است ، و اوّل را علم توحيد مىگويند ، و به عرف علماء الهيّين علم الهى و علم كلّى مىگويند ، و دوم را علم آفاق و انفس مىگويند . و به عرف حكماء طبيعيّين اين علم منقسم است به دو علم ، يكى علم سماء و عالم و يكى علم نفس ، و هر دو به حسب غايت و ثمر راجع به علم توحيد مىگردد . اى عزيز ، مردمان را در اين زمان از علم توحيد و علم الهى خبرى نيست ، و من بنده در تمام عمر كسى نديدم كه از وى بويى از اين علم آيد ، و از علم دوم نيز كه علم آفاق و انفس است چندان بضاعتى با دانشمندان اين زمان حاصل نيست تا ديگران چه رسد . و اكثر مردمان به غير از محسوسات به چيزى اعتقاد ندارند ،
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ
( روم ، 7 ) ، و از آيات الهى و ملكوت آسمانها و زمينها غافلند و از تدبّر و تأمّل در آن اعراض نموده‌اند ،
وَ كَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ
( يوسف ، 105 ) .
اى شده خشنود به يكبارگى * چون خر و گاوى به علف‌خوارگى
غافل ازين دايرهء لاجورد * فارغ ازين مركز خورشيد گرد
از پى صاحب‌نظران است كار * بىخبران را چه غم از روزگار
آنچه همگان از آسمان و زمين بدين چشم مىبينند و مىدانند بيش از آن نيست كه كسى سقفى را و فرشى را بدين چشم كه گاو و خر را در آن شركت است بيند و داند ،
وَ جَعَلْنَا السَّماءَ سَقْفاً مَحْفُوظاً وَ هُمْ عَنْ آياتِها مُعْرِضُونَ
( انبياء ، 32 ) . اى عزيز دانشمند ، افلاك را كه تو همين چون سقفى مىشناسى و از جمادات مىشمرى و از آيات آن اعراض نموده‌اى و دانستن آن را بدعت مىدانى ، ببين كه خداوند