او هيچكس را منقاد نشود و كسى او را زنده نتواند گرفت و در صيد او انواع حيلها كنند عاقبت زنده صيد او نتواند كرد مگر آنكه بچه او را .
و از خواص او آنكه اگر زهره او را به آب پياز بياميزند و به صاحب سرسام و بر سام طلا كنند شفا يابد .
و اگر كعب او را پيك بر پاى خود بندد هر چه رود مانده نشود . نشستن بر پوست او حب القرع را دفع كند .
و اگر بدان صاحب شطر الغب را دود كنند زايل شود و اگر بفضله او دود كنند جميع هوام بگريزند الا مورچه .
فهد مشهور آنست كه چون پلنك با ماده شير جمعشود فهد حاصل آيد و او را دو صنفست يكى بزرگ جثه و كوتاه دنب دويم كوچك جثه و دراز دم و هر دو صنف وحشىاند .
اما بتعليم مؤدب شوند و صيد بياموزند و در بزرگى تعليم ايشان آسانتر بود بخلاف باز و چرخ و او را به چند چيز صيد كنند اول بآواز خوش كه آواز خوش را بغايت دوست دارد .
و دوم به شراب و آن را در جائى كه آبخور او باشد بريزند و او بخورد و مست شود و همانجا بخسبد .
سيم آنكه او را بسيار بدوانند تا خسته شود پس او را بگيرند هرگاه بيمار شود گوشت خر گور بخورد نيك شود .
و اگر زهره او را با نمك و عسل معجون كنند و بر جراحتى كه خون ازو باز نايستد ريزند در حال بايستد .
و اگر صاحب نقرس پيه او بر پاى مالد سود دارد و خون او را با سركه بياميزند و به پاى طلا كنند همين فايده دهد .
گرگ - در دويدن با باد برابرى كند و او را در گرفتن گوسفند مكر بسيار باشد .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 316
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٣١٦