و اگر صبر باشد بر دوام مراقبت و ذكر حق سبحانه و تعالى آن را صبر على اللّه خوانند .
و اگر صبر باشد از دوام محاضره و مكاشفه آن را صبر عن اللّه خوانند .
و اگر صبر باشد بر اطراف بصيرت از تحديق نظر در مشاهده جمال ازلى و انطواء روح در مطاوى حيا از براى رعايت ادب حضرت شهود كما قيل :
اشتاقه فاذا بدا أطرقت من اجلاله * لا خيفة بل هيبة و صيانة لجماله
آن را صبر مع اللّه خوانند
مقام ششم شكر است
و شكر از روى لغت كشف و اظهار است مطلقا و در عرف علما اظهار نعمت منعم بواسطه اعتراف دل و زبان ، و پيش بعضى اعمال جوارح است در آنچه جهت آن مخلوق شده باشد ، و بنابر آنكه ثمره صبر ثوابست و أداى صبر شكر بحصول اين نعمت لازم لا جرم مقام شكر تالى مقام صبر آمد .
و شكر را بدايتست و نهايتي بدايت او علمست بوجود نعمت و كيفيت أداى شكر هر نعمتى ، و نهايتش عمل بر مقتضاى دلالت علم ، مثلا چون بداند كه زبان نعمتيست و شكر آن تلاوت قرآن و ذكر حق و صدق و نصيحت ، و چشم نعمتى و شكر آن مشاهده آيات قدرت و حكمت الهى از صحايف و الواح سماوات و ارضين و على هذا در جميع أعضا و جميع أشياء كه حق تعالى او را كرامت فرموده بشكر علمى رسيده باشد و هر گاه كه بر مقتضاى آن عمل كند بشكر عمليكه نهايت شكر است رسيده باشد .
و شكر علمى كه از جهت سهولة كثير الوجود است ، و شكر عملي از غايت عزت قليل الوجود قال اللّه تعالى :
« اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ »
و ببايد دانستكه نعمت به دو قسم است : دنيوى و اخروى نعم دنيوى همچو صحت و عافيت و غنى و مانند آن ، و نعم اخروي همچو ايمان و اعمال صالحه و فقر و غنا و أمثال آن .