مِيزاب ناودان و تَدى نم شَجَر درخت * چون مُلَتجا پناه و مَلِك شَه سَرير تخت
كُلّ و جَميع و قاطِبَه و جُمله دان همه * شَطر است و نِصف نيمه و جُزء است و بَعض لَخت
فَيجَن سُداب و ثُوم و قَثَد سير و بادرنگ * دُّبا كدو و قَرع تَرِاو ، شَديد سخت
قِثّا خيار و سِلق چغندر جَزَر گزر * نَعناع پودنست و اثاث و مَتاع رخت
خُدعَه فريب و صَبر شكيب و جَمال زيب * زِىّ و لِباس كِسوَت و چون جَدّ و حَظّ بخت
ماه شب چهارده بَدر است و خرمنش * هالَه است و سايه فَئ بود ماهتاب فَخت
* * *
فى بحر التّقارب
چو استاد بحر تَقارُب نوشت * بدين وَزن ميزان او را بهشت