رَخيض شسته دَنِس شوخَكن بَرى بيجُرم * ذَلول رام وَسِن خفته و يَقظِ بيدار
عَوان و ثَيّبِ : كالم عَروُب شوهر دوست * قِرام پردهء باريك نِسَع بود چه نوار
مُراح جاى شتر مَربَض است جاى غَنَم * كِناس دان و وِجار آنِ آهو و كفتار
قَضيم دان جو خر مَعْلَفُ ارِىّ آخور * عَلِيقَه توبره نِشوار و جِرّهَ چه نشخوار
* * *
فى بحر المجتثّ المثمّن المحذوف
بريز در صَدفِ خاطر اى هنرپرور * ز بحر مُجتَث دلكش سفينههاى گهر
مَفاعِلنُ فَعَلاتٌ مَفاعِلُن فَعَلنُ * بخوان ز بعد وى اين قِطَعهء نِصاب از بر
قَريب و رُكْن و حَميم است خويش و ابن پسر * وَليد و طِفل بچه امّ و وِالدِهَ مادر