- تفرقه و اختلاف آراء
- روى آورى سلطان و كارگزاران به تنعمات دنيوى
اهداف كشفى از نوشتن چنين آثارى چندان روشن نيست ، لكن از لابلاى سخنانش بدست مىآيد كه وى احساس مىكرده در روزگار خويش ، جامعه از فقدان « عالمان حقانى » رنج مىبرد . از اين رو برخود لازم مىداند تا طبق گفته خويش كه :
هر سرى را نمىتوان گفت * و هر درى را نمىتوان سفت
بخشى از عقايد و اسرار سينه خود را بازگو كند . او درباره انگيزهاش از مطالب گفته شده در كتاب « ميزان الملوك » مىگويد :
« پس بايد كه ظاهر بنمايد عالم حقانى علم خود را و اگر ظاهر ننمايد پس بر او باد لعنت خداوند و از اين سبب است كه حقير اين سخنان را مىگويم و اين كلام را مىنويسم »
از سوى ديگر كشفى ميدان تحقيق و تأمل در حوزه اسلامى را خالى از « مردان چابك سوار » مىدانسته و بسيارى از اهل علم روزگار خويش را در گردونه تبعيت قرار مىداده است . از اين رو خود به عنوان محققى برجسته و جسور در ميدان علم گام نهاده و تأليفات بسيارى مىنگارد . وى در كتاب « اجابة المضطرين ، ص 217 » خطاب به مخاطبين خود مىنويسد : « اى صاحب هوش ، ببين چقدر ميدان تأمل و تحقيق از مردان چابك سوار خالى و همه به تبعيت يكديگر مشغولند پس اگر خواهى چيزى بفهمى قدم از كوى تبعيت بكش » .
لازم به يادآورى است كشفى به علت اقامتى طولانى در عراق ، چندان بر زبان فارسى تسلط نداشته و در نگارش پارهاى از مطالب ، خواننده را با مشكلى اندك روبرو مىسازد .
وى در « اجابة المضطرين ، ص 3 » در اين باره مىنويسد : « هرچند حقير را بضاعتى در زبان فارسى نيست و لكن خير الكلام ما يفهم المرام » .
شايان ذكر است نسخهاى از كتاب مذكور كه به قلم سيد مصفّى كشفى فرزند مؤلف ،