افراط و تفريط به كار مىبرد . كشفى با برابر دانستن عدالت با مساوات و مساوات با وحدت ، تصورى منطقى بين عدالت و وحدت برقرار ساخته و بدين صورت عدالت را يك مفهوم واحد حقيقى بسيط مىداند . در اين صورت چون عدالت به معناى واحديت است و توحيد نيز از صفات ذات بارى تعالى است ؛ عدالت هم بر خلاف گفتهء متكلمين از صفات ذات مىباشد نه از صفات فعل ، از اين رو عدالت يك مفهوم واقعى ، ثابت و غير متغير است كه به شرايط زمان و مكان ، تاريخ و اعتبار بستگى ندارد و مانند عقيدهء پارهاى از فلاسفه تجربى مغرب زمين يك مفهوم اعتبارى فرهنگى به حساب نمىآيد .
مفهومى كه كشفى از عدالت ارائه مىدهد به گونهاى تنظيم يافته كه شاخههاى آن به تمام موضوعات و چهرههاى هستى كه زير حاكميت عدل قرار دارد گسترش مىيابد و براساس همين اصل عدالت ، كشفى مسائل سياسى ، اقتصادى و فردى را مورد تجربه و تحليل قرار داده و طى ده باب « ميزان الملوك » در هر جا عدل را به فراخور موضوع ، تقرير و پايهگذارى كرده است .
از مهمترين مباحثى كه كشفى در تئورى عدالت خود ، دنبال مىكند عوامل بقا و زوال دولت است . وى در پاسخ به اين سؤال كه چه عواملى دولت را نگه مىدارد ؟ و چه عواملى آن را نابود مىسازد ؟ عواملى را موجب بقا و زوال دولت مىداند كه از مقوله فعل دولت يا حكومتند . هرچند او در لابلاى بحث خود به خصوصيات و ويژگيهاى سلطان پرداخته لكن آنها را از جمله عوامل اصلى در بقا و زوال دولت نمىداند و تنها آنها را از لوازم ورود سلطان به « سياست مدن » قلمداد مىكند .
عوامل بقا دولت به ديده كشفى عبارتند از :
- اجراى عدالت جمعى
- نظارت و دقت بر گزينش مسؤولان و عملكرد كارگزاران
- اتفاق آراء در جامعه
عوامل زوال دولت نيز عبارتند از :
- ظلم
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى ) — صفحة 32
مساهمون: جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
ص٣٢