كه بسازد ؛ مىسازد و اگر كه نخواهد ؛ نمىسازد و عمل و صنعت خود يا ترك آن را ، اتفاقى يا طبيعى و ذاتى نمىبيند . بلكه به مقتضاى اراده و ديدن ترجيح و مصلحت و حكمت در كردن و نكردن مىبيند و به اين سبب خود ، را مختار و مريد و كاره مىداند و مىنامد و بايد كه به همين منوال بداند كه خداوند تبارك و تعالى در افعال و صنايع خود مختار مىباشد در كردن و نكردن و در هريك از اينها ، با اراده و ديدن رجحان ، حكمت و مصلحت مىباشد و خلق فرمودن او ، از روى اتفاق يا طبع و اقتضاء ذات و اضطرار و عبث و باطل و بلا حكمت نمىباشد . چنان كه فرموده است كه
وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ
« 1 » و در آيهء ديگر
عَبَثاً
« 2 » و در آيهء ديگر
باطِلًا
« 3 » و در آيهء ديگر
إِلَّا بِالْحَقِّ
« 4 » فرموده است و بداند كه خداوند در افعال و صنايع خود مختار ، مريد و كاره است چنان كه فرموده است كه
وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ
« 5 »
فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ
« 6 » ان اللّه يأمر بالعدل و ينهى عن المنكر و لا يرضى لعباده الكفر « 7 » .
و مىبيند كه بعد از ساختن و صنعت نمودن سرير او را نجّار و صانع سرير گويند و به همين منوال بداند كه خداوند بعد از خلق فرمودن هر مخلوقى ، صنعت خالقيت خود را ظاهر نموده و او را خالق و متكلّم گويند . چنان كه فرموده است كه
وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً
« 8 » و متكلم ، معنى آن نيز خالق الكلام است و هر مخلوقى را نيز كلمة اللّه و كلام اللّه گويند و از جمله آنها ، كلامى است از خداوند كه مركّب از حروف تهجّى مىباشد و
هامش
( 1 ) . دخان : 38
( 2 ) . مؤمنون : 115
( 3 ) . آل عمران : 191
( 4 ) . حجر : 85
( 5 ) . قصص : 68
( 6 ) . هود : 107
( 7 ) . زمر : 7
( 8 ) . نساء : 164