مراد عدم تفاوت است و اسيرى همه در تحت عزت ، غلبه و قدرت او و فرموده است كه
ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ
« 1 » . يعنى نيست خلق نمودن جميع شماها را اولا و زنده كردن جميع شماها را ثانيا و بعد از مردن ؛ مگر مثل خلق كردن و زنده كردن يك نفسى و كثرت و وحدت مخلوق موجب تفاوت در قدرت نمىگردد .
و بعد از آن نجّار مىبيند و مىفهمد كه علم و قدرت او بدون حيات و بقا نمىباشد و تصور نمىتوان نمود و بايد كه به همين منوال بداند كه خداوند عالم و قادر است . البته كه متصف به صفات حيات و بقا است و اوست « حىّ لا يموت و باقى لم يزل و لا يزال » چنان كه فرموده است
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ
« 2 » و فرموده است كه
تَبارَكَ الَّذِي بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 3 » .
بعد از آن مىبيند و مىفهمد كه علم و اطلاع بر مقدار و اندازه و شكل سرير و صداهاى اجزاى آن چوبها ، در وقت تراشيدن و بهم بستن آنها ، دارد و به اين اعتبار مىداند كه در صنع خود سميع است . يعنى شنوا و بصير است . يعنى بينا و لطيف و خبير است . يعنى مطّلع از دقايق و خبردار از جميع احوال صنع خود است و بايد به همين منوال بداند كه خداوند سميع و بصير و لطيف و خبير است و هيچ صدائى و ندائى و دقايق احوالى ، از مخلوقات كه همگى صنع و صنيعهء اويند ، از جناب احديت او مخفى نبوده و نمىباشد و نخواهد بود . چنان كه در وصف خود فرموده است كه
وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
« 4 »
وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
.
بعد از آن مىبيند و مىفهمد كه در ساختن سرير ، مختار مىباشد . يعنى اگر كه بخواهد
هامش
( 1 ) . لقمان : 28
( 2 ) . بقره : 255
( 3 ) . ملك : 1
( 4 ) . شورى : 11