، اين تعليمات نيز فقر را طرد مىكند ، چه از خصوصيّات جامعهء اسلامى اين است كه فقرا و مساكين آن نيز بتوانند به تجمّل بپردازند و از عطر استفاده كنند ، بويژه در نماز و در اجتماعات ( چون به نصّ قرآن ، مؤمنان با يك ديگر برادرند ، و آيا مىشود كه اين برادرى تنها به حرف باشد ؟ و اگر تنها به حرف نباشد ، تفاوت ميان برادران تا چه اندازه مىتواند مجاز باشد ؟ ) ، پس ما حق نداريم مدّعى آن شويم كه اين مزايا به ثروتمندان و توانگران اختصاص دارد . ما ديديم كه امام جعفر صادق « ع » ، در بارهء حقّ فقير مىفرمايد : «
. . . فليعطه ما يأكل و يشرب و يكتسي و يتزوّج و يتصدّق و يحجّ « 1 » . . .
( 1 ) بايد به او چندان داده شود كه بخورد و بياشامد و بپوشد و همسر اختيار كند و صدقه دهد « 2 » و به زيارت خانهء خدا رود » . و هنگامى كه اسماعيل بن جابر از آن امام پرسيد : آيا بر شخص رواست كه بدون نيازمندى ، زكات بگيرد و آن را به صدقه « 3 » به ديگران بدهد ؟ فرمود : « آرى » . « 4 »
آگاهيى مهم
اخلاق اقتصادى در هر مكتب اقتصادى ركنى اساسى محسوب مىشود . پس شايد نيازى به آن نباشد كه فصل يا فصلهايى را به ترسيم حدود « اخلاق اقتصادى » در اسلام اختصاص دهيم ، چه در همهء فصلهاى اين دو باب در اين باره بروشنى بحث شده است . و شايد در ميان اين فصلها ، فصلى چند باشد كه مىتوان به آنها عنوان « اخلاق اقتصادى در اسلام » داد ؛ در عين حال ما تدوين « اخلاق اقتصادى اسلام » را - به صورتى علمى و منظم - بر عهدهء كسانى از عالمان و پژوهشگران و
هامش
« 1 » . « وافى » 2 ( م 6 ) / 25 .
« 2 » . « صدقه » ، يعنى : بخشش خالصانه ، و با فروتنى و ادب و تواضع ؛ انفاق و بخشيدن مالى كه انفاق آن واجب حكمى نيست ، و انسان از روى صدق و اخلاص آن را مىپردازد و با ادب و تواضع در اختيار ديگران قرار مىدهد . اين است معناى « صدقه » ، نه آنچه امروزه در اذهان جاى گرفته است .
« 3 » . « صدقه » ، يعنى : بخشش خالصانه ، و با فروتنى و ادب و تواضع ؛ انفاق و بخشيدن مالى كه انفاق آن واجب حكمى نيست ، و انسان از روى صدق و اخلاص آن را مىپردازد و با ادب و تواضع در اختيار ديگران قرار مىدهد . اين است معناى « صدقه » ، نه آنچه امروزه در اذهان جاى گرفته است .
« 4 » . « وافى » 2 ( م 6 ) / 25 .