پس از اين بيان كرده شود - بدان رسد ، جملگى احوال آن مولود بدكار تباه ( و ) « 1 » شود و بسيار باشد كه مولود ناگاه هلاك شود .
و وقت باشد كه منجم را در اختيارات او ثبات حاجت افتد ، بدان كه ماه با خداوند طالع به كوكبى مخصوص از كواكب سياره متصل بود و در آن وقت آن اتصال نيابد و ليكن ماه با خداوند طالع را مقارن كوكبى بايد از كواكب ثابته كه بر مزاج و طبع آن كوكب حاجت باشد آن مقارنه « 2 » قايم مقام آن اتصال مطلوب گردد .
و در اين مجموع از جمله كواكب ثابته سىوشش كوكب كه مشهورتر است و سمت سر نزديكتر است آورده شد و طبع و مزاج هر يك ياد كرده آمد و آنچه از اين جمله قاطع عمر باشد بيان كرده شود ، و موضع هر يك در طول و عرض بروج پديد كرده آيد مر اول سال پانصد و سى و يكم را از تاريخ يزدجرد « 3 » بن شهريار كه اتفاق اين تصنيف در اين سال مىافتد . و پس از اين هر شصتوشش « 4 » سال شمسى يك درجه بر طول آن زيادت بايد كرد و ابتدا از كو ( ا ) كبى كرده شد كه در برج حملاند ، پس ترتيب توالى بروج نگاه داشته آمد .
الحمل اول الخصيب « 5 » بر مزاج مريخ و زهره است . گوشيار مىگويد كه بر مزاج زحل و زهره است . موضع او در طول « 6 » اين برج يحكب و عرض شمالى او نام .
دوم راس المرأة المسلسة بر مزاج مريخ و زهره است . موضع او در طول برج دكد و عرض شمالى كوم .
( الثور ) سوم « 7 » راس الغول بر قول گوشيار بر مزاج مريخ و عطارد است و قاطع است و احمد [ و ] عبد الجليل سگزى « 8 » از بزيذج « 9 » رومى نقل مىكند كه
هامش
( 1 ) . م . و ندارد .
( 2 ) . ح و د . معادنه م . معاونه .
( 3 ) . م . يزدجرد ابن .
( 4 ) . م . و ندارد .
( 5 ) . د . الخضيب .
( 6 ) . متون . در حلول .
( 7 ) . در د . بالاى واژه رأس نوشته شده .
( 8 ) . متون شگرفى .
( 9 ) . متون . برندح .