شعر
دستور شه نشان ملك فر نظام ملك * آن كوست « 1 » بر زمين ز « 2 » علو ديگر آسمان
عادل قوام دين محمد محمد انك * بر قدر او شدست ثنا گستر آسمان
از روى هر زمينى كو برگرفت پاى * بهر شرف نهاد « 3 » بر آنجا سر آسمان
گر ماه را ز راى منيرش « 4 » مدد بدى * اندر خسوف تيره نگشتى بر « 5 » آسمان
هرگه كه دست او به كرم زرفشان شود * در پاى او نثار كند گوهر آسمان « 6 »
هرگه كه تيغ او به وغا سرفشان شود « 7 » * بهرام بىقرار شود « 8 » اندر آسمان
هرگز نياوريد « 9 » شهى را به هيچ عهد « 10 » * اندر زمين وزيرى زين بهتر آسمان
تا از براى درگشاى زمين نهد « 11 » ( ؟ ) * بر صفره « 12 » كبودش قرص خور آسمان
هامش
( 1 ) - متن ، فا و بنياد : كز اوست ، مپ 2 : كزوست
( 2 ) - مج : و
( 3 ) - مج : نهاده
( 4 ) - متن : مسيرش
( 5 ) - بنياد : ز
( 6 ) - متن و فا و مپ 2 و بنياد - در پاى او نثار كند گوهر آسمان
( 7 ) - متن و فا و مپ 2 و بنياد -هرگه كه تيغ او به وغا سرفشان شود( 8 ) - متن و فا : گردد ، بنياد :
بگردد
( 9 ) - بنياد : نياورند
( 10 ) - بنياد : عقد
( 11 ) - كذا در همهء نسخ
( 12 ) - در همهء نسخ با همين املاء ضبط است