كه مشتمل بود هرقسم « 1 » بر بيست و پنج باب به تحرير پيوست و « 2 » قسم سوم در بيان طبايع و اخلاق مذموم « 3 » كه در جبلت « 4 » آدمى مركوزست « 5 » ابتدا كرده آمد « 6 » و باب اول در اختلاف طبيعت آدمى « 7 » در قلم مىآيد بعد از آن بيان اخلاق و ذكر كسانى كه بدان خصال مبتلا بودهاند « 8 » و به وخامت عاقبت آن مأخوذ « 9 » گشته « 10 » به تقرير پيوست « 11 » و رجاى فسيح « 12 » است كه به عين رضا ملاحظه يابد « 13 » .
چه از راه معنى به سبب « 14 » اين تأليف به دولت و اقبال آن « 15 » صدر ايوان جلال اميد « 16 » بيش از آنست « 17 » .
بيت « 18 »
گفتهء من مينمايد اين سخن ليكن تراست * ز آنكه « 19 » اقبالت « 20 » مرا اين در زبان مىافكند
هم ز اقبال فريدون است « 21 » كز تأييد بخت * نام نيكو بر درفش كاويان مىافكند
و اين قسم مشتمل بر بيست و پنج باب است :
باب اول در اختلاف طبايع انسان
باب دوم در مذمت حقد و حسد .
باب سوم در مذمت حرص .
هامش
( 1 ) - متن و مپ 2 : قسمتى
( 2 ) - متن - و
( 3 ) - مج : مذمومه
( 4 ) - مج :
خليت
( 5 ) - مج : مذكور
( 6 ) - مج : شد
( 7 ) - مج : انسان
( 8 ) - مج : بودند
( 9 ) - مج : گرفتار
( 10 ) - مج : شدند
( 11 ) - متن و مج : رسيد
( 12 ) - مج :
فصيح
( 13 ) - متن و مپ 2 : پيش رضا ملاحت
( 14 ) - متن و مپ 2 : سبب
( 15 ) - مج - آن
( 16 ) - مج - اميد
( 17 ) - مج + برين داعى چنان كه عزيزى گفته است
( 18 ) - مج : نظم
( 19 ) - مج : ليك
( 20 ) - مپ 2 :
اقبال
( 21 ) - مپ 2 : مريد تست