بر دل نشستن ( بار - ) / 229 - كنايه از ناراحت شدن است
در مظالم نشستن / 688 - در ديوان داورى نشستن
نگريدن
در نگريدن / 496 - 559 - به معنى
نگريستن
تيز نگريستن / 593 - به غضب نگاه كردن
نمودن
اثر نمودن / 482 - لياقت و كفايت به ظهور رساندن
اخلاص نمودن / 57 - خلوص نشان دادن
ارتياض نمودن / 93 - رياضت كشيدن
استبعاد نمودن / 165 - بعيد دانستن
باز نمودن / 180 - آشكار كردن
برهان نمودن / 337 - دليل نشان دادن
تبرك نمودن / 655 - تبرك جستن
تعجيل نمودن ( كسى را ) / 127 - به عجله و شتاب دعوت كردن
تقديم نمودن / 206 - برتر داشتن
دندان نمودن / 337 - كنايه از اظهار قدرت و توانائى
رفع نمودن / 265 - از سر باز كردن ، رد كردن
سعى نمودن ( در خون كسى - ) / 244 - قصد هلاك كسى را كردن
شيرين نمودن / 14 - شيرين آمدن
قيام نمودن ( به خدمت - ) / 582 - اقدام كردن
مباسطت نمودن / 635 - از عالم بى رودربايستى شدن
مسامحت نمودن / 503 - 604 - موافقت كردن
نوشتن
توقيع نوشتن / 134 - دستخط نوشتن
قصه نوشتن / 589 - شرح واقعه نوشتن
مثال نوشتن / 444 - فرمان نوشتن
نهادن
نهادن / 140 - كنار گذاشتن
خزانه نهادن / 56 - 139 - ثروت جمع كردن و كنار گذاشتن
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 852
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٨٥٢