مشرف به ضم اول و كسر سوم / 615 - جاسوس
مشعله « * » / 383 - مشعل
مشيد به تشديد و فتح سوم / 416 - استوار ، برافراشته
مشغولى ذات به كسر ياء / 464 - گرفتارى
مشك سحاب به فتح ميم و كسر كاف / 14 - به معنى
مصالح / 254 - 306 - كارها
مصاهرت / 99 - 437 - 501 - 553 - 621 - 659 - دامادى
مضاربان به ضم اول / 500 - آنان كه مالى از كسى مىگيرند و با آن تجارت مىكنند و سود را به شركت برميدارند
مضيف دوست به ضم اول و سكون فاء / 511 - دوستدار صاحبخانه
مطار به فتح اول / 493 - محل پريدن
مطاعم / 146 جمع مطعم به فتح اول - خوردنىها
مطاوى به فتح اول / 419 جمع مطوى - پيچيدگىها ، حلقهها
مطلع صباح به كسر عين / 120 - اول صبح
مطهره به كسر اول / 415 - آفتابه
مظالم به فتح اول / 688 - 689 - ديوان داورى ، عدالتگاه
معاملت / 140 - احكام شرعى متعلق به امور دنيا ، مقابل عبادت
معذور گشته / 149 - بخشيده
معزمان به ضم اول و تشديد و كسر سوم / 481 - افسونگران
معطل به تشديد سوم / 606 - بىكار - از عالم منتظر خدمت
معول به ضم اول و فتح و تشديد سوم / 241 - تكيهگاه
مغرب زوال به كسر باء / 705 - به معنى
مفتاح مردى به كسر حاء / 239 - كنايه از . . .
مفحم به ضم اول و فتح سوم / 475 - درماندهء در سخن
مفرش به فتح اول / 277 - گستردنى
مقابله / 473 - پيشرو
مقاسات به ضم اول / 13 - 226 - تحمل رنج و سختى
هامش
*هزاران مشعله برشد همه مسجد منور شد * بهشت و حوض كوثر شد پر از رضوان پر از حورا( ديوان كبير )