رود جمله به متابعت « 1 » يكديگر تير نياز بر كمان اخلاص نهند و در وقت سحرگاه بيندازند و پادشاهان را از تير سحرگاه ايشان احتراز واجب دارند « 2 » چنانكه شاعر گويد « 3 » :
بيت
انديشه به كاردار كاندر سحرى * يك آه هزار ملك بر هم شكند
امير المؤمنين گفت : اى قاضى ، تو مگر گمان بردهاى كه من سجلات و قبالات ازيشان به جهت آن مىخواهم تا از املاك و اسباب « 4 » ايشان آنچه بهتر بود مر خود را مستخلص « 5 » گردانم ؟ اما غلط كردهاى . من يتيمان ايشان « 6 » را پدرم و جوانان « 7 » قوم را عم و پيران جمع را برادر و زنان بيوه را پسر « 8 » مشفق . و غرض من از بازخواستن سجلات آنست كه اگر قوىيى بر ضعيفى افزونى « 9 » جسته « 10 » است آن را تدارك كرده شود و حق به مستحق رسانيده آيد ، خداى عليم است كه غرض و نيت من جز آن نبوده است . قاضى او را ثناى بسيار گفت و دعاى با اخلاص كرد و شادمان از خدمت او بازگرديد و آنچه از وى نقل كنند كه او بخيل بوده است آن جمله مروى را از ورع بوده است كه خام طمعان آن « 11 » را بخل نام كردهاند .
حكايت ( 11 ) [ پاسخ منصور عباسى به ربيع حاجب كه براى يكى از نزديكانش درخواست تفويض امارت داشت . ]
و هم از امير المؤمنين منصور رضى اللّه عنه « 12 » آوردهاند كه روزى ربيع حاجب در حضرت « 13 » او عرضه داشت كه فلان را در حضرت امير المؤمنين حق « 14 » قديم است اگر امير المؤمنين فلان ولايت به وى
هامش
( 1 ) مج : مطابقت
( 2 ) مج : باشد
( 3 ) متن و مپ 2 +يكى شربت آب از پس بدسگال * بود خوشتر از عمر هفتاد سال( 4 ) مپ 2 - و اسباب
( 5 ) مج : استخلاص
( 6 ) متن و مپ 2 - ايشان
( 7 ) مج + آن
( 8 ) مج : پسرى
( 9 ) متن : افزون ، مپ 2 : ستم
( 10 ) مپ 2 : كرده
( 11 ) متن و مپ 2 - آن
( 12 ) مپ 2 - رضى اللّه عنه ، مج :
رحمة اللّه عليه
( 13 ) مپ 2 : خدمت
( 14 ) مج + خدمتها