آرد « 1 » ، آن را به نزديك تو بازفرستادم « 2 » . بايد كه به دست كسى آن را به نزديك من فرستى كه نه من او را شناسم و نه او مرا . تا « 3 » بدين حد « 3 » حزم « 4 » و احتياط كرده « 5 » بود كه بىاستحقاق سرير خلافت بهدست آورد .
[ سفارش امام ابراهيم به ابو مسلم در باب معامله با كسانى كه بديشان گمان عصيان مىرود ]
حكايت ( 4 ) آوردهاند كه امام ابراهيم « 6 » در كرّت اول كه ابو مسلم صاحب الدّعوه را « 7 » به خراسان مىفرستاد او را وصيتها كرد و آخرين سخن « 8 » او آن بود كه هركس را كه در وى « 9 » ترا « 10 » گمان « 11 » خلاف و « 12 » عصيانى هست « 13 » او را بكش كه حزم آن را « 14 » اقتضا مىكند و « 15 » بىحزم كار دولت قرار نگيرد و كلمهء دعوت تمشيت نيابد « 16 » .
[ سفارش ابو مسلم در مقدم داشتن رأى بر شمشير ]
حكايت ( 5 ) ابو مسلم صاحب الدعوة هرگه كه لشكر را به طرفى فرستادى ايشان را اين پند دادى كه رأىها را « 17 » پيش از شمشيرها « 18 » به كار بريد « 19 » و هشيار و بيدار باشيد « 20 » و اندك مايه غفلت « 21 » را خوار مداريد كه وقتى مردى « 22 » زره مىپوشيد و دختر او بندهاى زره « 23 » مىبست و يك بند « 24 » گريبان مانده بود . آن مرد شتاب كرد و نابسته آن را « 25 » بگذاشت و به مصاف برون رفت و در حرب تيرى بدان موضع رسيد و سبب هلاك او شد .
[ به نظر طاهر ذو اليمينين حزم بهتر از شجاعت است ]
حكايت ( 6 ) آوردهاند كه مأمون « 26 » مىخواست كه عبد اللّه طاهر را
هامش
( 1 ) مپ 2 : آيند
( 2 ) مپ 2 : بازفرستاد
( 3 ) مج : و
( 4 ) متن و مج - حد
( 5 ) مپ 2 : بحزم
( 5 ) مپ 2 و مج - كرده
( 6 ) مج : ابراهيم امام ، بنياد : ابراهيم
( 7 ) متن و مپ 2 - را
( 8 ) متن - سخن ، مج : وصيت
( 9 ) متن و مپ 2 : روى ، بنياد - در وى
( 10 ) مپ 2 : تو
( 11 ) متن : دست ، مپ 2 - گمان
( 12 ) مج - خلاف و
( 13 ) مج : عصيان است
( 14 ) متن و مپ 2 - آنرا
( 15 ) مپ 2 - اقتضا مىكند
( 16 ) متن : كلمه ملك سستى نشود ، مپ 2 - و كلمه دعوت تمشيت نيابد ،
( 17 ) متن و مپ 2 - را
( 18 ) متن و مپ 2 - ها
( 19 ) متن : باز كند ، مپ 2 : بار كنند ، بنياد - كه راىها . . . به كار بريد
( 20 ) متن : بايد باشد
( 21 ) مپ 2 : عقل
( 22 ) مج + به جنگ مىرفت و
( 23 ) متن و مپ 2 : بند زرهها
( 24 ) مج : گره
( 25 ) مج : آن را نابسته
( 26 ) مپ 2 و مج + خليفه