ابو جعفر سمنانى مر عبد الملك را تنها برآورد و مردان « 1 » او را در پاى حصار بنشاند و هر دو مر يكديگر را بديدند « 2 » ، و مهمانى بر غرفهاى ساخته بودند كه از دريچههاى آن غرفه خندق و صحرا و شارع عامه در مطالعه آمدى « 3 » .
چون ساعتى از هر نوع سخن راندند و طرفى از اشتياق شرح دادند ، عبد الملك از ابو جعفر خلوتى خواست « 4 » تا بر حكم مودت او را بر مهمى از اسرار ملك واقف گرداند ابو جعفر بفرمود تا جمله خدم و حشم از آن غرفه فرود آمدند جز غلامى « 5 » خرد كه حوايج او را كفايت كند « 6 » . كه « 7 » ابو جعفر به عارضهء نقرس زمن شده بود و او را قدرت حركت نمانده بود « 8 » . پس عبد الملك در « 9 » غرفه دربست و « 10 » ابو جعفر را به دشنه هلاك كرد و آن غلامك طفل از خوف بىخود شد « 11 » و نفس نيارست زد « 12 » . پس « 13 » رسنى « 14 » ابريشمين « 15 » در ساق موزه با خود آورده بود آن را در موضعى « 16 » از آن « 17 » دريچه محكم كرد و بدان « 18 » رسن به لب خندق فروآمد « 19 » و از خندق بهتاخت « 20 » بگذشت « 21 » و به نزديك ياران آمد « 22 » . و اگر ابو جعفر حزم ورزيدى و با « 23 » عبد الملك « 24 » به « 25 » خلوت مسامحت نكردى و ازين احتمال دور « 26 » كه واقع شد « 27 » احتراز نمودى « 28 » عبد الملك را « 29 » در خلوت « 30 » فرصت هلاك او ميسر نشدى « 31 » . و
هامش
( 1 ) مج : مردمان
( 2 ) مپ 2 - و هر دو مر يكديگر را بديدند
( 3 ) مج : عام در نظر آمدى
( 4 ) مپ 2 : التماس نمود
( 5 ) مج : غلامكى
( 6 ) مج + بدانسبب
( 7 ) مپ 2 : و
( 8 ) مج - و او را قدرت حركت نمانده بود
( 9 ) مج + آن
( 10 ) مج - در بست و
( 11 ) مج : گشته
( 12 ) مپ 2 - و نفس نيارست زد
( 13 ) مج + عبد الملك
( 14 ) مج + باريك
( 15 ) مج + كه
( 16 ) مپ 2 - در موضعى
( 17 ) مپ 2 - آن
( 18 ) مج : بواسطه آن
( 19 ) مج : فرود آمد
( 20 ) بنياد : شتاب
( 21 ) مپ 2 - و از خندق به تاخت بگذشت
( 22 ) مج - و از خندق . . . . ياران آمد
( 23 ) متن و مپ 2 - با
( 24 ) مپ 2 و بنياد + را
( 25 ) بنياد : در
( 26 ) بنياد - دور
( 27 ) بنياد : است
( 28 ) متن و مپ 2 - و ازين احتمال . . .
احتراز نمودى
( 29 ) متن - را
( 30 ) مج - در خلوت
( 31 ) مپ 2 - عبد الملك را . . . . نشدى