شكر گزارد و « 1 » پسران را « 2 » به حرم فرستاد و دزدان را بر دار كرد . تعجب مردمان زيادت شد . بعد از مدتى آن پادشاه ظالم كه او را از ديه بيرون كرده بود بهسبب ظلم و تعدى ، حال در انحطاط افتاده « 3 » و او را خصمان بسيار برخاستند و طاقت مقاومت با ايشان نداشت « 4 » ، از پيش خصمان بگريخت و به پناه ابو صابر آمد ، چون او را بديد گفت : مرا مىشناسى ؟ گفت : نه .
ابو صابر گفت : من آنم كه صبر مىفرمودم و مىكردم « 5 » . و تو ظلم مىكردى و بىجرمى مرا از مسكن خود « 6 » برون كردى « 7 » . لاجرم صبر كه مىكردم ثمرهء آن به من رسيد و ظلمى كه تو مىكردى ثمرهء آن به تو رسيد و سزاى جور و تعدى « 8 » مشاهده كردى . پس او را به حصارى فرستاد و جواهر و نفايس او در تصرف آورد « 9 » و صورت حال خود و پسران و دزدان « 10 » و زن و لشكرى هويدا كرد « 11 » و آن همه نتيجهء صبر و ثمرهء شكيبايى بود « 12 » .
[ گوارشى كه بوذرجمهر در زندان انوشيروان براى خود ساخته بود ]
حكايت ( 8 ) آوردهاند كه « 13 » انوشيروان « 14 » به مجرد شبهتى « 15 » بر بوذرجمهر متغير شد و او را مقيد گردانيد و در موضعى تنگ و تاريك حبس فرمود « 16 » ، و فرمود تا « 17 » او را گليمى درشت درپوشانند « 18 » و راتبه « 19 » هرروز دو قرص جو و يك كف نمك درشت ناسوده « 20 » و يك شربت آب تعيين كردند « 21 » و
هامش
( 1 ) مپ 2 - چون ابو صابر . . . شكر گزارد و
( 2 ) مپ 2 + بشناخت و پسران را بشناخت و پسران را
( 3 ) مپ 2 : ظلم و تعدى از آنجا برافتاده بود
( 4 ) مپ 2 - و طاقت مقاومت با ايشان نداشت
( 5 ) مپ 2 : من آن بو صابرم كه چنين نشستهام
( 6 ) مج : و مولد من
( 7 ) مج : گرداندى
( 8 ) مپ 2 : سزاى خود به نقد ، مج : سزاى تغلبى تو
( 9 ) مپ 2 - و جواهر و نفايس او در تصرف آورد
( 10 ) مپ 2 : پسران كه دزدان بردند
( 11 ) مج - و صورت حال خود . . . هويدا كرد
( 12 ) مپ 2 + و السلام ، مج + كه چون آن درخت دربر آيد از وى همه ميوه راحت برآيد
( 13 ) مپ 2 + چون
( 14 ) مپ 2 + عادل
( 15 ) متن و مج : تهمتى
( 16 ) مج : كرد
( 17 ) مج : فرمان داد تا ، مپ 2 - و فرمود تا
( 18 ) متن : درپوشيدند ، مج :
پوشانيدند
( 19 ) متن : راتب
( 20 ) مپ 2 + دادند
( 21 ) مپ 2 - و يك شربت آب تعيين كردند