من « 1 » به دست امير المؤمنين واثق افتاد و درحال مثال داد تا مرا « 2 » مخلّص گردانند « 3 » و گفت : روا ندارم كه كسى انتظار فرج به صبر كند و اميد خلاص از خداى عز و جل دارد « 4 » و در حبس من « 5 » بماند .
[ محبوسى به خواب ديد ، يكى او را بشارت به صبر مىدهد پس دل بر صبر نهاد و همان سبب رهائى او شد ]
حكايت ( 4 ) موسى بن عبد الرحمان حكايت كرد وقتى در حبس بودم و بلا و رنج « 6 » بر « 7 » من متواتر شد و شبى در خواب ديدم كه يكى « 8 » اين ابيات مىخواند « 9 »
شعر
لا زلت تعلوا بك الجدود * نعم و حفّت بك السعود
أبشر فقد نلت ما تريد * اباد اعداءك المبيد
اردت ايضا لقد ارادوا * و اللّه يأتى بما يريد
فاصبر فصبر الفتى جميل * و اشكر ففى شكرك المزيد « 10 »
بيت
هميشه بخت ترا « 11 » سرفراز و عالى باد * سعود چرخ ترا باد بريسار و يمين
ترا بشارت بادا به نيل « 12 » هر مقصود * به مرگ دشمن بادا ترا همه تمكين
به صبر كوش كه صبرست زينت مردان * به شكر كوش كه شكرست با مزيد قرين
هامش
( 1 ) مپ 2 + كه نوشته بودم
( 2 ) متن - مرا
( 3 ) مپ 2 : خلاص كردند
( 4 ) مپ 2 - و اميد خلاص از خداى عز و جل دارد
( 5 ) متن و مپ 2 - من
( 6 ) مج + در آن حبس
( 7 ) مپ 2 - بر
( 8 ) مپ 2 - يكى
( 9 ) مپ 2 :
مىخواندم
( 10 ) نسخه مپ 2 ابيات عربى را ضبط نكرده است .
( 11 ) متن و مج : به تو
( 12 ) متن : بند ، مپ 2 : ذيل