مىفرمايد
وَ قَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمَّا يَشاءُ
.
[ سخن طاهر حسين از خلق مأمون و نظر خليفه در باب طاهر ]
حكايت ( 4 ) و در دولت عباسيان طاهر بن الحسين به كمال شجاعت و نهايت « 1 » فصاحت و كاردانى و خصمشكنى از مردان جهان مسثتنى بوده است « 2 » . روزى امير المؤمنين « 3 » مأمون او را گفت « 4 » : از اخلاق برادرم امين مرا صفتى گوى . گفت : يا امير المؤمنين محمد امين در ظرافت گام « 5 » فراخ نهادى و در ادب نفس تنگ گام بود « 6 » و پيوسته اقدام نمودى بر كار - هايى « 7 » كه خداوندان همت « 8 » و ارباب قدر و منزلت از آن ننگ دارند . فرمود كه جنگهاى او را چهگونه ديدى ؟ گفت : لشكر بسيار فراز آوردى و مال بسيار بدادى آنگاه به تدبيرهاى خطا همه را بزيان دادى « 9 » . گفت : شما در مقابلهء او « 10 » چهگونه بوديد ؟ گفت : چون شيران گرسنه بوديم « 11 » كه همهشب انديشه مىكرديم كه بامداد دلهاى ايشان بر مثال آهوان از اشخاص ايشان « 12 » بيرون آريم و قليهء خود سازيم . و هر زينت و سلاح كه بر ايشان مىديديم مىدانستيم « 13 » كه از آن ماست و ايشان ساعتى به عاريت مىدارند . مأمون را « 14 » از آن جرأت « 15 » و پردلى او عجب آمد و گفت : سپهدار « 16 » لشكر چون تويى بايد « 17 » تا فتح « 18 » و ظفر با « 19 » طلايه و ساقهء لشكر « 20 » باشد و نصرت روى نمايد .
هامش
( 1 ) مج : و به جمال
( 2 ) متن + كه
( 3 ) مپ 2 و بنياد - امير المؤمنين .
( 4 ) متن و مپ 2 + كه
( 5 ) مج + عظيم
( 6 ) مج - بود
( 7 ) متن و مج :
كارها
( 8 ) متن و مپ 2 : خرد
( 9 ) مج : آوردى
( 10 ) مج : در مقابل ايشان
( 11 ) مج : شيرانى بوديم گرسنه
( 12 ) متن - ايشان
( 13 ) مپ 2 :
چنان دانستيم
( 14 ) متن و مپ 2 - ايشان
( 15 ) متن : حرارت
( 16 ) مج : سپهسالار
( 17 ) متن + كه
( 18 ) مج + و نصرت
( 19 ) متن : و ، مج و بنياد - با
( 20 ) مج + او