مذهّب است به طراز « 1 » زر و به پنج هزار دينار خريدهام آنرا نيز به تو بخشيدم تا اگر خواهى به دار الخلافه دهى و اگر خواهى « 2 » به وزير و اگر « 3 » دلت بار « 4 » ندهد بهجهت تجمل خود نگاهدارى « 5 » . پس آن را نيز تسليم كردند و من هرگز مثل آن « 6 » نديده بودم « 7 » و دلم نداد كه آن را به كسى دهم و در روز تطهير تو « 8 » آن بساط افكنده بودند و وثاق « 9 » بدان بياراسته « 10 » . و تو اى فرزند مرا « 11 » ملامت مىكنى « 12 » بر تعظيم آن مرد « 13 » ، واجب باشد كه در خدمت او به سر بايستم كه او مكافات چندان بدى « 14 » چندين احسان واجب ديد و من صرف كردن عمال از وى بياموختم و هرگز هيچ عامل را معزول نكردم « 15 » مگر به نيكوترين وجهى . و به وجهى نيكوتر « 16 » او « 17 » مرا از آن « 18 » كار برون آورد « 19 » .
بيت « 20 »
هركو خود را شير عرين مىخواند * انجام فناى خود يقين مىداند
تا بتوانى يا همهكس نيكى كن * چون از تو به عاقبت همين مىماند « 21 »
[ جحظهء برمكى در حالت تنگدستى شعرى بر كريمى فرستاد و از فاقه نجات يافت ]
حكايت ( 5 ) جحظهء برمكى مىگويد : وقتى فقر و فاقهء من بغايت برسيد
هامش
( 1 ) متن و مپ 2 : طلا
( 2 ) مج : و الا
( 3 ) متن + نه كه
( 4 ) مج و بنياد - بار
( 5 ) مپ 2 - و اگر دلت بار ندهد به جهت تجمل خود نگاهدارى
( 6 ) مپ 2 : جامهاى چنان متن : آن جنان
( 7 ) متن : نديدهام
( 8 ) متن قطمربر
( 9 ) متن : و طاقت
( 10 ) مپ 2 - و در روز تطهير . . . بياراسته ، + و بازآمدم
( 11 ) متن + به چه
( 12 ) مپ 2 : مكن
( 13 ) مپ 2 + كه
( 14 ) مپ 2 + كه من كردم
( 15 ) مج : از آن كار بيرون نياوردم
( 16 ) متن - به وجهى نيكوتر
( 17 ) مپ 2 - او
( 18 ) متن - آن
( 19 ) مج - و به وجهى نيكوتر او مرا از آن كار بيرون آورد
( 20 ) مج : نظم
( 21 ) متن و مپ 2 - تا بتوانى با همهكس نيكى كن الخ