او را فوت كرد « 1 » و وقت نماز درآمد . ذو الكفل گفت : او را « 2 » ببر و خصم را بياور تا من طهارت « 3 » كنم و به مجلس حكم حاضر شوم .
شيطان از پيش او برون « 4 » رفت و او وضو ساخت و به مجلس حكم حاضر آمد و همه روز منتظر بود و شيطان نيامد . و آنشب را به طاعت و عبادت گذرانيد و روز سيوم در مجلس حكم بنشست « 5 » تا وقت چاشتگاه حكم كرد و به خانه بازگشت تا ساعتى بياسايد و « 6 » مردمان را « 7 » گفت :
چون « 8 » كسى به نزديك من آيد راه مدهيد « 9 » . شيطان بازبرسيد . دربان او را « 10 » منع كرد و ممتنع نشد و باز به خانه درآمد و او را بيدار كرد . چون ذو الكفل بيدار شد و آن پيرك ملعون را بديد خواست كه در خشم شود ، اما پروردگار عالم او را « 11 » بدان حلم ثبات داد . صبر كرد و البته غضب و تيزى نكرد و با وى سخن درشت نگفت و چون كمال حلم و صبر او بديد « 12 » غمگين و محروم بازگشت و آفريدگار عالم جلّ جلاله « 13 » او را خلعت نبوى ارزانى داشت و در قرآن مجيد « 14 » مر « 15 » ويرا « 16 » جلوه داد و بر زبان سيد پيغمبران « 17 »
هامش
( 1 ) مج : شد
( 2 ) مپ 2 و مج : او را گفت
( 3 ) مپ 2 : وضو
( 4 ) مپ 2 - از پيش او برون
( 5 ) متن و مپ 2 - و به مجلس حكم حاضر آمد و همه روز منتظر بود و شيطان نيامد و آن شب را به طاعت و عبادت گذرانيد و روز سيوم در مجلس حكم بنشست .
( 6 ) مپ 2 : چند روز همچنين شيطان او را وقت خواب فوت مىكرد و او را زحمت مىداد .
( 7 ) مپ 2 : يك بار
( 8 ) مپ 2 + وقت خواب باشد و
( 9 ) مج + كه سه شبا روزست كه البته خواب گرد چشم من نگشته است و كوفتگى عظيم به اطراف و اعضاى من راه يافته و آدمى را از خواب چاره نيست پس كس را به نزديك من راه مده تا يك ساعت بخسبم و استراحتى كنم پس به خانه درآمد
( 10 ) مج + از درآمدن به خدمت ذى الكفل
( 11 ) مپ 2 : اما خود را
( 12 ) مپ 2 + آن ملعون
( 13 ) مج - او را بدان حلم ثبات . . . جل جلاله
( 14 ) متن - قرآن مجيد
( 15 ) مپ 2 - مر
( 16 ) مپ 2 و مج : او را
( 17 ) مج + صلى اللّه عليه و سلم مر