عادل « 1 » رضى بود كه درشتى « 2 » از آن امام يگانه قبول كرد . لاجرم از « 3 » اثر « 4 » اين امام « 5 » و صدق آن پادشاه « 6 » عالمى در آسايش افتاد .
[ موجب اسلام آوردن زيد شعبه حلم پيامبر اكرم ص بود ]
حكايت ( 3 ) در كتاب شرف السّنة « 7 » چنين آوردهاند « 8 » كه چون عبد اللّه سلام مسلمان شد او را يارى بود از احبار جهودان كه او را زيد شعبه گفتندى .
عبد اللّه سلام مىگويد : پيوسته او را به اسلام دعوت مىكردمى و محاسن « 9 » شريعت با وى تقرير كردمى « 10 » البته مسلمان نشدى « 11 » . روزى به مجلس رسول عليه السلام آمدم او را ديدم در صف مسلمانان نشسته و اسلام آورده ، عظيم خوشدل شدم . از وى پرسيدم كه سبب اسلام تو چه بود ؟ گفت :
روزى « 12 » تنها در خانه نشسته بودم و تورات مىخواندم . چون به نعت محمد عليه السلام رسيدم او را به تأنّى « 13 » خواندم و ضبط كردم و با خود گفتم كه صواب آنست كه محمد را بيازمايم تا اين اوصافها در وى هست يا نه ؟
هر روز بامداد پگاه « 14 » به در مسجد او رفتمى « 15 » و در حركات و سكنات و افعال و اقوال او مشاهده مىكردمى ، تمامت « 16 » آن نشانها در وى يافتم « 17 » و « 18 » در وى « 19 » يك نشان « 20 » مانده بود كه در نعت وى خوانده بودم كه يسبق « 21 » حلمه
هامش
( 1 ) مپ 2 و مج - عادل
( 2 ) مپ 2 : پند و درستى ، متن : درستى ، مج + و درستى .
( 3 ) متن و مپ 2 - از .
( 4 ) مج + حلم .
( 5 ) مج - امام .
( 6 ) مج - پادشاه .
( 7 ) مپ 2 و مج : النبى ، بنياد :
و السنن .
( 8 ) مپ 2 و مج : آورده است .
( 9 ) متن و مپ 2 و بنياد :
مجلس .
( 10 ) مج : كرده .
( 11 ) مپ 2 : نمىشد .
( 12 ) مپ 2 - روزى .
( 13 ) متن : بامين ، مج : به بنهانى ، بنياد - به تأنى .
( 14 ) مپ 2 - بامداد پگاه .
( 15 ) مپ 2 : بيامدمى .
( 16 ) بنياد : تمامى .
( 17 ) مپ 2 : بيافتم ، مج : بازيافتم .
( 18 ) مپ 2 - و
( 19 ) مج - در وى .
( 20 ) مج + باقى .
( 21 ) متن : سبق ، مج : كان يسبق .