فى الحال ، نزد حاتم بر زمين افتاد و بوسه بر دست و پايش مىداد و مضمون اين بيت را مىخواند ،
بيت
اگر من گُلى بر وجودت زنم * نه مَردَم ، كه در كيشِ مَردان ، زَنَم !
دو چشمش ببوسيد و در برگرفت * وزان جا طريق يمن برگرفت « 1 »
حاتم ، اسباب راهش را از زاد و راحله مهيّا نموده ، او را غنى و صاحب ثروت ساخت . عيّارپيشه نزد پادشاه حاضر گشته ، صورت واقعه را به عرض رسانيد . ملك يمن از روى مكرمت طبع انصاف داده ، از وجه جوانمردى معترف گرديد كه كرمى در اين مرتبه هيچكس را ميسّر نباشد .
پس ملاحظه بايد نمود كه به سبب سخا ، ممدوح همهء كاينات و مرغوب جميع موجودات گرديده .
به ضبط روايت آمده كه : حاتم چون وفات يافت ، دفنش كردند . قبرش در محلّ سيل وقوع پذيرفته بود . وقتى باران عظيم نزول يافت و سيل هايل آمده ، قبرش مشرف به انهدام گرديد ، پسرش خواست كه نقل قالب حاتم نمايد . چون سر تربتش گشودند ، همگى اعضا و جوارحش از هم پراكنده گشته و اندراس يافته بود مگر دست راستش كه تغيير نيافته . خلايق از اين معنى ، تعجّب نمودند . پيرى صاحبدلى در ميان ايشان نظاره مىكرد ، گفت : اى مردمان ! از اين معنى متعجّب نباشيد كه او ازين دست عطيهء بسيار به ظهور مىرسانيد . لاجرم در حمايت خير و كرم به سلامت مانده .
هرگاه دست كافر بتپرست به وسيلهء سخا و احسان با خلق خدا از خلل ريختن
هامش
( 1 ) . بوستان ، ص 91 .