تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قواعد السلاطين ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
به هرصاحب حياتى ايصال يابد ، و سواى عدل و رفع ظلم نسبت به سلاطين ، نيكو و مستحسن نباشد و ازو سؤال نمايند ؛ بايد كه به معرض جواب درآيد . اصحاب سير آورده‌اند كه : از حكيمى سؤال نمودند كه احسن شكار سلاطين چه باشد ؟ فرمود : صيد دلهاى رعيّت ، خوبترين شكارى [ 130 ] گرديده . نظم
ملكِ معنى طلبى ، پيروىِ دلها كن * لشكرت گر نبود ، ملكْ مسلّم نشود

[ سلطان و تحريص مردم به آبادانى بلاد ]

و يكى از شفقات نسبت به رعيّت آن آمده كه آنچه ميسّر گردد ، خلايق را به زراعت و عمارت تحريص نمايد ، و در اجراى كاريزها و احداث جويبارها مددكارى فرمايد . در اخبار ، سمت ورود يافته كه انوشيروان به سركار خود نوشت كه : در ولايت تو يك قطعه زمين ساده و نامزروع مانده باشد ، بفرمايم كه بر دارت كشند . و حكمت درين آن‌كه نفع سلطان از خراج به حصول مىرسد ، و خراج وقتى وفور يابد كه مملكت آبادان و معمور باشد ، و آبادانى صدور نمىيابد مگر به زراعت ، و تا با رعيّت شيوهء مسامحه وقوع نيابد و آثار شفقت [ در ] حقّ ايشان به ظهور نرسد ، ملك آباد نگردد . بيت
مملكت معمور خواهى ، خلق را معمور دار * وز سرِ ايشان بلاىِ ظالمان را دور دار
ارباب تواريخ و اصحاب سير آورده‌اند كه در زمان ابو سعيد [ فرزند ] خدابنده « 1 » ، امرايش با رعايا غلبگى مىكردند و به مضايقه ، مال و منال از ايشان اخذ مىنمودند .
هامش
( 1 ) . ابو سعيد از سلاطين ايلخانى ( م 736 ) فرزند سلطان محمّد خدابنده ( م 716 ) است .