تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قواعد السلاطين ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
انجاح حاجتش به وقوع رساند ؛ چنانچه نقل است كه روزى حضرت سيّد اخيار - صلّى اللّه عليه و آله الأبرار - در مسجد الحرام با جمعى از صناديد قريش استقرار داشت كه شايد ايشان را داخل سلسلهء عليّهء اسلاميّه [ 82 ] سازد ، و با ايشان در سخن بود كه عبد اللّه بن مكتوم نابينايى بود ، به خدمت آن حضرت مشرّف گرديده ، متوجّه سؤال شد كه : يا رسول اللّه ! مرا از قرآن چيزى تعليم فرماى . حضرت بنابر مصلحتى متعرّض جوابش نگرديد . آن شخص ، مسألت را مكرّر نمود . حضرت متعرّض اعراض گرديد ، روى مبارك درهم كشيد . جبرئيل - عليه السلام - طنطنهء نزوليّه يافته ، اين آيه را به مسامع عليّه رسانيد كه :
عَبَسَ وَ تَوَلَّى ، أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى
، يعنى : ترش نمودى و بگردانيدى روى را از آمدن به جانبت نابينا ،
وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى
، و داناييت چه چيز نمود به حال اين مكتوم ، شايد كه او از گناهان پاكيزه گردد به سبب وصول به تو و التفات تعليمت به سوى او ،
أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّكْرى
، يا به آنچه كه عارف و دانا نباشد ، پند گيرد از موعظهء من پند و ادبت او را سود دهد ،
أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى
، امّا آن كس كه از ايمان توانگرى دارد ، يعنى از براى كسى كه مستغنى از ايمانند ، از ابن مكتوم اعراض مىنمايى ،
فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى
پس تو روى به روى « 1 » آدمى آورى كه مىگويند احتياج به ايمان نداريم ،
وَ ما عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى
، و بر تو نيست در آن‌كه پاك و مستغنى از ايمان نگردد ، به اسلام داخل نشود ، چه بر تو همين ابلاغ باشد ،
وَ أَمَّا مَنْ جاءَكَ يَسْعى
، و آن‌كه مىشتابند به تو در حالت طلب علم ،
وَ هُوَ يَخْشى
، و او ترسان از خداست ،
فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى
« 2 » ، پس مشغول ازو مىگردى ؛ يعنى اعراض ازو ورزيده ؛ يعنى : از مثل تو سزاوار نبود كه روى به اغنيا آورده ، از فقرا استغنا ورزى . « 3 »
هامش
( 1 ) . س : - رو به روى . ( 2 ) . عبس / 1 - 10 ( عبس و تولّى . . . عنه تلهّى ) . ( 3 ) . اين تفسير مورد اشكال قرار گرفته است . در اين‌باره به روايتى كه از امام صادق ( ع ) ذيل تفسير آيه در مجمع البيان و ديگر تفاسير نقل شده ، مراجعه شود .