دانستنى 43 ، 44
دانش جستن 34
* دانشمند ( رك . دانشمندى ) 170
دانشمندان 121
* دانشمندى 161
* دانگ 106 ، 200 ، 216
داورى كردن ( با - ) 79
* دايره ( در عروض ) 190
دايم 106 ، 117 ، 126 ، 240
دراز لب و دندان 114
دبيرستان 262 ح
* دحنن 127
* دخس 127 ح
دخمه 50
* ددگان 251
دراز زبان 130 ح
دراز زندگانى 45
درافگندن 14
* دربايست 103 ، 105 ، 106
دربند - بودن 16
* درپوشيدن 254
درجهء آبار 186
در جملة الامر 93 ، 105 ، 133
* درجهء مبتز مسعود 186
* درجهء محترقه 186
* درجهء مظلمه 186
در حديث آمدن 82
در خواستن 247 ح
در خور 24 ، 171
در خورد 113
درد آمدن ( بر - از - ) 81
دردسر 53
در رفتن 254
در رفتن 158
* درزى 57 ، 253
در زير حكم - 16
درست زبان 116
* درست قوايم 62
درست كردن 48
* درستى 43
درشت پوست 114
درشت تقاضا 242
* درفام ( ؟ ) 112
* دركوب 167
* درگذاشتن ( از - ) 74 ، 229
درگذشتن 34
درگذشتن ( كار از دست ) 82
* در گردن - كردن ( دختر را ) 138
* درم 153 ، 216
درم درم 124
* درمسنگ 167
در ميانه 153
درنگ 10
درنگ كردن 65
درنگريستن 14
* در وجه - كردن 137
درود دادن 163
درودن 5 ، 38
دروده 5
دروغ براست همانا 41
دروغ زن 49 ، 52 ، 116 ، 247 ح
دروغ زنان 150
دروغ زنى 35
در وقت 31 ، 42 ، 48 ، 68 ، 210 ،
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 505
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٥٠٥