خناق 127
خندناك روى 113
* خندهناك 74 ، 192 ، 223
خنياگر 193 ، 196
* خنياگرى 8 ، 157 ، 193 ، 194 ، 195
خواب گزاردن 45
خوار داشتن 25
خوار كننده 78
خوار گرفتن 134
خواستن ( به ضم اول ) 72 ، 129
خواسته 7 ، 106
خوان ( به ضم اول ) 72
* خواندن ( به ضم اول ) 11 ، 21 ، 22 ح ، 25 ، 48 ، 250 ، 262
خواندگى ( به ضم اول ، رك . خواهر خواندگى ، برادر خواندگى )
* خوانده ( به ضم اول ) 22
* خوان سلار 66
خواهر خواندگى 119
خوب زبانى 28 ح
خود ( به فتح اول ) 5 ، 155 ، 252
خودكامه ( به فتح ميم ) 4
خوردن ( به فتح اول ) 5 ، 46 ، 64 ، 67 ، 68 ، 71 ، 72 ، 73 ، 76 ، 222 ، 247
خوردنى ( به فتح اول ) 121
خورده باشى ( به فتح اول و چهارم ) 68
خورش 66 ح
خورشگاه 258
خورشها 14
خوش ستد و داد 173
خوش سخن 181
خوشگوى 193
خو كردن 28 ح
خو كردن ( خود را به - ) 170
* خول ( به فتح اول ) 126
خون كردن 101
* خونى 229
خويش ( به ضم اول ) 3 ، 4 ، 38
خويشتن بخشاى 101
* خويشتن پوش 240
خويشتندار 56 ، 116
خويشتندارى 7 ، 64 ، 65
* خويشتن را ببرگ كردن 220
خويشتن ستاى 47
خويشتن شناسى 198
خيال بستن 245
خيرگى 25
خيره 10 ، 28
خيزيت ( - خيزيد ) 257
خيوى 182 ح
د داد 14
* داد دادن 14
داد - دادن 14 ، 19 ، 21 ، 22 ، 185
داد از خويشتن دادن 52 ، 156
* داد از تن خود دادن 247
داد سخن دادن 155 ، 190
داستان 157
* داشتن ( رك . بمرد داشتن )
داشتنى 121
داماد دوشيزه 137
* دانا آن 17 ، 263
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 504
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٥٠٤