خلقان بيدار شوند ناچاره « 1 » ترا ببايد خفت و چون همه روز بخسبى همه شب هر آينه بيدار باشى [ و ] « 2 » روز ديگر همه اعضاى « 3 » تو خسته و رنجه باشد « 4 » از رنج نبيد و رنج بىخوابى . و كم صبوحى بود كه در « 5 » وى عربده نرود يا محالى كرده نيايد كه از ان پشيمانى خيزد يا خرجى بناواجب كرده نيايد . اما اگر باوقات گاهى صبوحى [ كنى ] « 6 » بعذرى واضح روا بود اما به عادت نبايد كردن « 7 » كه آن عادت نامحمودست .
فصل و اگر چه بنبيد مولع باشى عادت كن كه بشب آدينه نبيد نخورى ؛ هرچند شب « 8 » آدينه و شب شنبه هر دو نبيد حرامست اما شب « 9 » آدينه « 10 » را حرمتى است « 10 » از بهر جمع فردايين « 11 » . و نيز بيك شب آدينه كه نبيد نخورى يك هفته نبيد خوردن خويش « 12 » بر دل خلقان خوش گردانى و زبان عامّه بر تو بسته شود « 13 » و بدان جهان ثوابى « 14 » بود و بدين جهان نيكونامى بحاصل آيد « 15 » و اندر كدخدايى توفيرى بود « 16 » و جسم « 17 » و عقل و روح تو نيز بياسايد « 18 » كه همه هفته عروق « 19 » تو و دماغ تو از بخار پر شده باشد اندر ان يك شب بياسايد « 20 » و خالى شوند . و اندر آسودن اين يك شب ( 34 ر ) هم صحت و آرامش تن بود ، و هم در مال توفير « 21 » باشد ، و هم بدان جهان ثواب باشد « 22 » ، و هم زفان عامه بخير بر تو گشاده گردد « 23 » . پس عادتى كه چنين پنج فايده ازو حاصل شود آن عادت به كار بايد داشت « 24 » كه ستوده بود .
هامش
( 1 ) - ل و ن : ناچار
( 2 ) - از نسخهء ل افزوده شد
( 3 ) - ل و ن : اعضاهاى
( 4 ) - ل و ن : باشند
( 5 ) - ل : اندر
( 6 ) - از نسخهء ل و ن و ب افزوده شد
( 7 ) - ن : اما ناكرده به
( 8 ) ، ل : ندارد
( 9 ) ، ل : ندارد
( 10 ) ، ن : ندارد
( 11 ) - ل افزوده : را كه آدينه بود و شب شنبه و شب آدينه نبيد حرامست ؛ ن : را و نماز جمعه را
( 12 ) - ل افزوده : را
( 13 ) ، ن :
ندارد
( 15 ) ، ن :
ندارد
( 14 ) - نسخهء اصل : توانى ( بضم اول ) . ، بقياس ل و ب اصلاح شد ؛ پ : توانايى
( 16 ) - ل و ن و ب افزوده : از انكه در سالى پنجاه آدينه بود پنجاه روز خرج ( ن : اخراجات ) توفير كرده باشى
( 17 ) - ل و ن افزوده : و نفس
( 20 ) ، ل : ندارد
( 18 ) ، ل : ندارد
( 19 ) - ن :
عروقهاى
( 21 ) ، ن : ندارد
( 22 ) ، ن : ندارد
( 23 ) - ل افزوده : و هم بدين جهان نيكو نامى
( 24 ) - ل : داشتن