زير آسمانه « 1 » توان كرد « 2 » زير آسمان نتوان كرد « 2 » كه سايهء سقف پوشنده « 3 » تر از سايهء درخت بود . « 4 » از انكه مردم در چهار ديوار خويش چون پادشاهى بود « 4 » در مملكت خويش و اندر دشت مردم چون مردى غريب باشد اندر غربت ، و اگر چه محتشم « 5 » بود و منعم بود « 5 » غريب « 6 » بود پيدا باشد كه دست غريبان تا كجا رسد . و هميشه از نبيد چنان پرهيز كن كه هنوز دو سه نبيد را جاى باشد و پرهيز كن از لقمهء سيرى و قدح مستى كه سيرى و مستى نه در همهء « 7 » طعام و شراب بود ( 33 پ ) كه سيرى در لقمهء باز پسين بود چنان كه مستى در قدح باز پسين . پس لقمهاى نان و قدحى سيكى كمتر خور تا از فزونى هر دو ايمن « 8 » باشى . و جهد كن تا هميشه مست نهباشى كه ثمرهء « 9 » سيكى خوارگان دو چيزست : يا بيمارى يا ديوانگى « 10 » كه سيكى خواره دايم يا مست بود يا مخمور ، چون مست بود از جملهء ديوانگان بود و چون مخمور بود از جملهء بيماران بود كه خمار نوعيست از بيمارى « 10 » . پس چرا مولع بايد بودن بكارى كه ثمرهء « 9 » وى يا بيمارى بود يا ديوانگى ؟ و من دانم كه بدين سخن تو دست از نبيد « 11 » بازندارى « 12 » و اين سخن گفتن نهشنوى « 13 » .
فصل بارى تا بتوانى « 14 » صبوحى عادت « 14 » مكن و اگر باتفاق صبوحى كنى باوقات كن كه خردمندان صبوح را « 15 » ناستوده داشتهاند . و نخست شومى صبوح آنست كه نماز بامداد از تو فوت « 16 » شود و ديگر هنوز بخار « 17 » دوشين از دماغ تو بيرون نشده باشد بخار امروزين با وى يار شود ، ثمرهء « 9 » وى جز ماليخوليا نباشد كه فساد دو مفسد بيش از فساد يك مفسد باشد . و ديگر بوقتى كه خلقان خفته باشند تو بيدار باشى و چون
هامش
( 1 ) - ن افزوده : خانه
( 2 ) - ل : كردن
( 3 ) - ل و ن : پوشيده
( 4 ) ، ل : ندارد
( 5 ) ، ل : محتشم و منعم ؛ ن : محتشم
( 6 ) - ل و ن : غريبى
( 7 ) - نسخهء اصل و ن :
همه در ، بقياس معنى و نسخهء ل و ب اصلاح شد
( 8 ) - ل : آمن
( 9 ) - ل : ثمرت
( 10 ) ، ن : ندارد
( 11 ) ، ن : بندارى
( 13 ) ، ل و ن : و سخن كس نشنوى ( ل افزوده : و ننيوشى )
( 12 ) ، ل و ن : و سخن كس نشنوى ( ل افزوده : و ننيوشى )
( 14 ) ، ل : پيوسته صبوحى ؛ ن : پيوسته صبوحى كردن عادت
( 15 ) - ل : « را » ندارد
( 16 ) - ل و ن : فايت
( 17 ) - ن : خواب