و يعقوب اسحق مىگويد كه در خزانهء خوارزمشاه پاره [ اى ] ياقوت بود به وزن كمابيش شست مثقال آسمانگون و كحلى ، كه از آن صورت بتى ساخته بودند ، زانو پيش سينه آورده و زنخ بر زانو نهاده و دستها بر روى هر دو ساق ، و انگشتان برهم افگنده .
و چون سركه را در ياقوت كبود مالند درو اند كمايه سرخى عارضى پديد آيد .
فصل [ اول ] در صفت انواع ياقوت غريب
از انواع ياقوت نوعى است سبز رنگ و درجهء ادنى آن سپيد است كى اند كمايه به سبزى زند كه آن را زيتى خوانند .
بعد از آن فستقى .
بعد از آن نفطى ، جوهرش به جوهر جمس نزديك است و فرق او آن است كى لونش سبزست و بىطراوت . و جوهريان و حكّاكان آن جنس را « پشت سبز » گويند و جلاى پشت سبز سفيد بود به چرخ چنار جلاى عقيق گيرد . « * » و اشباه ياقوت بدان جلا بگيرد .
و شبهى ديگر عين الهّر « 1 » است كه در شبهاى تاريك مانند چشم گربه درفشد . با طراوت و شفّاف بود و عزيز الوجود پيش اهل . . . « 2 » و به ايّام خلفا [ ى ] قديم قيمتى هرچ تمامتر مىداشته و رواجى و عزّتى تمام يافته ، به درجهاى كه قيمت او بيشتر از قيمت ياقوت سرخ بوده به سبب عزّت وجود ، و السّلم .
هامش
* - الى آخر اين صفحه در حاشيه تحرير شده است .
( 1 ) - اصل : عين الهره
( 2 ) - يكى كلمه كه در كنار صفحه بوده بريده شده است .