و بعضى را به رفق اجسام صلب مىگردهاند چون سيماب .
و بعضى اجسام صلب را به اعانت آتش سيّال مىگرداند ، چون بوره و قلى .
و بعضى از فلزّات ميان دو جسم ازدواجى مىافتد بواسطه احداث لونى خارج هر دو جسم مىكند چون توتيا و مغنيسيا و نحاس محرّق و اسرب و سپيده .
و بعضى ترتيب الوان ما يحتاج خود مىسازند چون گل سرخ و زرد و زرنيخ و لاجورد و زرنگار و غير آن .
و بعضى آنك ازو آلت اوانى و غير آن مىسازند چون زجاج و بلّور و شبّ و جزع و عقيق و مرجان و غير آن .
و بعضى از آن انواع فلزّات ديگر چون مس و قلعى و اسرب حاصل مىآيد كه از آن اوانى و ظروف مىسازند كه به آن محتاجند .
و بعضى در اعضاى حيوان متولّد مىشود كه در هريك منفعت و خاصيّتى خاصّ پديد مىآيد . چون حجر التيس و مهرهء گاويس ( ؟ ) و سنگى كى در مثانهء آدمى متولّد مىشود .
و بعضى آنك ظاهر او حيوانى است چون سرطان و ارنب بحرى و سپيد مهره و ناخن ديو و انواع احجار حيوانى دريائى .
و بعضى مثل نبات و اشجار چون مرجان .
و بعضى از بلور و سنگهاى . . . و غير آن .
و بعضى آنك اول نبات باشد ، چون حرارت آتش به وى رسد منجمد و متحجّر گردد چون قلى .
و بعضى آنك به آتش مشتعل شود چون كهربا و سندروس .
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: ايرج افشار
ص٢٤