مىشوند به اختلاط زيبق با كبريت . پس اختلاف آن يا در اختلاف حال زيبق باشد ، يا در اختلاف حال گوگرد ، يا از جهت اختلاف هر دو .
پس اگر زيبق و كبريت هر دو صافى باشند و انطباخ « 1 » هر دو باهم انطباخى تامّ ، اگر اين كبريت سفيد باشد نقره متولّد شود .
و اگر سرخ باشد و درو قوّت صباغت لطيف بود غير محرقه زر متولّد شود .
و اگر هر دو پاك باشند و در كبريت قوّت صباغت به غايت بود و پيش از استكمال نضج برودتى به او رسد خارصينى متولّد شود .
و اگر زيبق نقى باشد و كبريت ردى و درو قوّت محرقه باشد نحاس متولّد شود .
و اگر كبريت با سيماب نيك مختلط نشده باشد رصاص متولّد شود .
و اگر كبريت و زيبق هر دو مكدّر باشند اعنى زيبق متخلخل و ارضى باشد و كبريت ردى و محرّق آهن متولّد شود .
و اگر رداءت ايشان به سبب ضعيفى تركيب بود اسرب متولّد شود .
و امّا آنك قوى تركيب است و غير متطرّق مانند احجار شفّافه مادّهء آن مائيّت است ، و جمود او به برد تنها نيست ، بل به معاونت يبس است كه مائيّت را به ارضيّت مبدّل مىكند و درو
هامش
( 1 ) - اصل : انطباع