و اگر عدد آحاد بيش از چهار باشند حدوث حصول آن لون زيادت باشد .
مثلا اگر جزوى آرد كنند و جزوى شكر و جزوى روغن و آن را بپزند پختنى خاصّ نوع حلوا باشد .
و اگر شكر را حلّ كنند حلوا از نوعى ديگر حاصل شود و اگر به جاى آرد نشاسته كنند نوعى ديگر باشد .
و همچنين هر اختلافى كه در آحاد مىافتد سبب اختلاف آن ممتزج مىگردد .
فصل دوم « 1 » در تكوّن جبال و تولّد حجر
طين لزج چون حرارت درو اثر كند [ به ] ممازجتى هرچ تمامتر سخت شود ميان رطب و يابس ، و حجرى منعقد گردد مانند كوزهء فقاع .
و سببى ديگر آن است كى چون حرارتى وافر مصادف و ملاقى گلهاى بسيار شود شعاع آفتاب او را سنگ گرداند به روزگار دراز ، امّا دفعة يا به مرور او را منعقد و متحجّر گرداند .
و سبب ارتفاع كوهها آن است كى گلى كه متحجّر مىشود بعضى از آن سخت است و بعضى رخو ، چون سيلها و آبهاى قوى به آن مىرسد رخو را مىبرد و سخت را مىماند .
و به كرّات مشاهده افتاده كه جوهر آبگينه كه مركّب
هامش
( 1 ) - در باب طرز تقسيمبندى فصول كتاب به مقدمهء مصحح مراجعه شود .