و قدرت ازلى به حسب آن مزاج به قدر و استعداد قبول صورتى از صور موجودات مركّب ايجاد كند . فسبحانه ما اعظم شانه و اعلى برهانه .
پس هر مزاجى به حسب كمال و نقصان و استعدادى كى آن را باشد صورت نوعى از انواع موجودات قبول مىكند .
اعنى آنچ استعداد قبول صورت انسانى دارد صورت انسانى ، و آنچ استعداد صورت حيوانى دارد صورت حيوانى مشابه به حسب امزجهء مختلفه قبول مىكند .
و همچنين آن [
a
4 ] مزاج كه در وى استعداد قبول صور نباتى باشد به حسب اختلاف آن صور نباتى مختلف قبول مىكند .
و آن مزاج كه استعداد قبول صور معدنيّات دارد به حسب اختلاف آن امزجهء موافق صور معدنيّات مختلف قبول مىكند ، چون زيبق و كبريت و انواع فلزّات و جواهر حجرى و انواع املاح و زاجات و غير آن . بتقدير العزيز العليم .
و در حدوث اين مركّبات مختلف از روى كمّيّت و كيفيّت به مثالى كه حدوث مركّبات مختلف ازين چهار اصل مذكور روشن گردد باز نمائيم .
اگر چهار جسم حامل چهار لون تقدير كنند ، يكى زرد و ديگرى سرخ و سديگر سبز و چهارم سياه ، از هريك جزوى متساوى بگيرند و به سحق آن را امتزاجى دهند ، رنگى خلاف هر چهار لون حاصل آيد .
و اگر باز تركيبى كنند به غير تساوى در اجزاى او بل يكى افزون باشد آن مجموع را رنگى ديگر باشد ، و همچنين ما لا نهايه .