باب دوازدهم در تركيب الوان مسوحات بالغ
فراگيرند عود هندى و سنبل عصافير و قرنفل و فلنجهء سرخ و سكّ افواهى و صندل مقاصرى و زرنب نو و قاقله و هر نوه و سحيق قشور اترج و لفّاح و نسرين و نمّام و مرزنگوش و گل سرخ و بنگ محيّر و لبّ حبّ محلب ، اجزا [ ى ] متساوى مسحوق منخول به حرير صفيق . و بر جمع اين افاويه شش مثقال سكّ صينى مسحوق طرح كنند به ما سوسن يا به ما ورد يا به ما زعفران .
هريك به بان بكوبند تا مثل عسل شود . بنادق سازند و بر خرقهء كتان بر مهبّ ريح بياويزند تا خشك شود ، بر صلايه به سحق مهبّا كنند و به حرير ببيزند ، و بر هر وقيه ازو نيم مثقال كافور با دهن زنبق طرح كنند و بردارند .
و اگر مبخّر خواهند به قدرى كافور بسرشند و به زنبق و عود و كافور مبخّر كنند و به بان يا زنبق جمع كنند و بردارند ، و سوسن آزاد درو نيكو بود .
صفت مسوح ديگر
اوقيه بنگ محيّر مسحوق منخول در خرقهء صفيق كرده ، و از سوسن آزاد هر ورقى به سه پاره كرده مثل نصف بنگ با هم ضمّ كنند و در صرّه در مهبّ روايح دو سه روز بياويزند .
پس سوسن از بنگ برون كنند و سوسن تازه اعاده كنند و عمل مستأنف و در صرّه بياويزند تا نيك مربّى شود به سوسن نو و غليظ بسرشند و در باطيه كنند و مبخّر گردانند به عود و